ایجاد چارچوب ارزیابی برای بهترین عوامل هوش مصنوعی برای هتلها و مهماننوازی که مدیران عمومی و مالکان میتوانند بدون تیم فناوری اطلاعات شرکتی اجرا کنند
یک چارچوب ارزیابی برای عوامل هوش مصنوعی مناسب برای هتلها و مهماننوازی که مدیران و مالکان میتوانند بدون تیم فناوری اطلاعات شرکتی اجرا کنند.

مدیران عمومی و مالکان مستقل هتل که عوامل هوش مصنوعی را ارزیابی میکنند، معمولاً این کار را بدون تیم IT شرکتی که املاک وابسته به برند از آن بهرهمند هستند، انجام میدهند. ارزیابی به هر حال باید انجام شود زیرا تصمیمگیری درباره عامل، تجربه مهمان، هزینه عملیاتی و عملکرد درآمدی را برای سالها شکل خواهد داد، و انتظار برای کمکهای فنی که قرار نیست برسند یک استراتژی نیست. بهترین عوامل هوش مصنوعی برای هتلها و مهماننوازی در سطح ملک توسط افرادی ارزیابی میشوند که ملک را اداره میکنند نه توسط افرادی که در تدارکات فناوری تخصص دارند، و چارچوبی که این ارزیابی را کارآمد میکند باید با واقعیتهای افرادی که آن را انجام میدهند مطابقت داشته باشد.
این متدولوژی یک چارچوب ارزیابی ایجاد میکند که یک مدیر عمومی یا یک مالک مستقل میتواند به تنهایی آن را اجرا کند. این چارچوب تخصص فنی را پیشفرض نمیگیرد، نیاز به یک عملکرد تدارکات سازمانی ندارد، و زمان بیشتری را از آنچه یک رهبر ملک میتواند واقعبینانه در کنار اداره هتل اختصاص دهد، مصرف نمیکند. هدف این است که در چهار تا شش هفته کار ارزیابی پارهوقت، با اطمینان خاطری که از پرسیدن سوالات درست و ارزیابی صادقانه پاسخها حاصل میشود، یک تصمیم قابل دفاع در مورد فروشنده گرفته شود.
چرا چارچوب ارزیابی برای خریداران در سطح ملک باید متفاوت باشد
ارزیابیهای تحت رهبری IT شرکتی از یک راهنمای تدارکات پیروی میکنند که شامل جمعآوری الزامات، کارتهای امتیاز فروشنده، بررسیهای امنیتی، بررسی مراجع، مذاکرات قرارداد و برنامههای آزمایشی است که ماهها زمان میبرند و دهها سند تولید میکنند. این راهنما زمانی کار میکند که خریدار نیروی انسانی برای اجرای آن داشته باشد و زمانی که استقرار بر دهها یا صدها ملک تأثیر بگذارد. این راهنما زمانی کار نمیکند که خریدار یک مدیر عمومی باشد که یک عامل را برای یک ملک واحد ارزیابی میکند و همزمان سعی دارد دفتر پذیرش، تیم خانهداری و سرویس صبحانه را اداره کند.
چارچوب ارزیابی در سطح ملک باید راهنمای تدارکات را به چیزی فشرده کند که یک نفر بتواند در کنار شغل روزانه خود آن را اجرا کند. این چارچوب نمیتواند از سوالات اساسی چشمپوشی کند زیرا عواقب یک تصمیم بد واقعی هستند، اما باید سوالات اساسی را به گونهای بپرسد که به شش ماه تجزیه و تحلیل نیاز نداشته باشد. تعادل بین عمق در ابعادی که از همه مهمتر هستند و پذیرش اینکه برخی ابعاد با دقت کمتری نسبت به ترجیح یک تیم تدارکات شرکتی ارزیابی خواهند شد.
این چارچوب همچنین باید فرض کند که خریدار نمیتواند ادعاهای فنی را به طور مستقل ارزیابی کند. یک مدیر عمومی نمیتواند به طور معناداری ارزیابی کند که آیا معماری فروشنده در سطح تولید است یا آیا رویکرد یکپارچهسازی محکم است. چارچوب باید جایگزینهایی برای ارزیابی فنی مستقیم داشته باشد، با مشتریان مرجع که املاک مشابهی را اداره میکنند، حمایتهای قراردادی که عدم قطعیت فنی را جبران میکنند، و ساختارهای آزمایشی که مشکلات را قبل از تعهد کامل آشکار میکنند.
چگونه پروفایل اپراتور را در دو صفحه یا کمتر تعریف کنیم
چارچوب با یک پروفایل اپراتور نوشتاری آغاز میشود که واقعیت خاص ملک و اپراتور را به تصویر میکشد. دو صفحه برای پوشش آنچه مهم است کافی است، و اجبار به اختصار تضمین میکند که پروفایل بر واقعیت عملیاتی متمرکز میماند به جای اینکه به یک روایت استراتژیک گسترش یابد که فروشندگان از آن برای فروش تعاملات گستردهتر از نیاز اپراتور استفاده کنند.
صفحه اول ملک و مدل عملیاتی را پوشش میدهد. نوع ملک، تعداد اتاقها، وابستگی به برند در صورت وجود، سیستم مدیریت ملک در حال استفاده، پشته فناوری فعلی برای تعامل با مهمان و مدیریت درآمد، مدل نیروی کار فعلی در دفتر پذیرش، کانالهای فعلی برای ارتباط با مهمان، و نقاط درد فعلی که عامل قرار است به آنها رسیدگی کند. توصیف صادقانه نقاط درد مهمترین بخش است زیرا فروشندگانی که نقاط درد واقعی را درک میکنند، راهحلهای مرتبط پیشنهاد میکنند، و فروشندگانی که از نقاط درد دور میشوند، نشان میدهند که محصولشان به آنها رسیدگی نمیکند.
صفحه دوم اپراتور و معیارهای تصمیمگیری را پوشش میدهد. چه کسی پس از استقرار، عملیات عامل را به عهده خواهد گرفت، چه بودجهای برای سرمایهگذاری استقرار و هزینه عملیاتی جاری واقعبینانه است، چه بازه زمانی برای استقرار واقعبینانه است، و چه معیارهای موفقی برای قضاوت اینکه آیا عامل ارزش ارائه میدهد استفاده خواهد شد. معیارهای موفقیت باید قابل اندازهگیری باشند تا آرمانی، با معیارهای خاصی که اپراتور میتواند بدون ابزارهای اندازهگیری که هنوز وجود ندارند، ردیابی کند.
چه سوالاتی در اولین تماس ۳۰ دقیقهای از فروشندگان بپرسیم
اولین تماس با فروشنده باید ۳۰ دقیقه باشد و به پنج سوال پاسخ دهد. فروشندگانی که نمیتوانند به این سوالات در ۳۰ دقیقه پاسخ دهند، یا محصولشان به سطحی که استقرار در سطح ملک نیاز دارد نرسیده است یا از تماس برای واجد شرایط دانستن اپراتور استفاده میکنند به جای ارائه اطلاعات مفید. هر دو دلیل برای حرکت به سمت فروشندگان دیگر کافی است.
سوال اول: آیا عامل به صورت بومی با سیستم مدیریت ملک خاصی که ملک از آن استفاده میکند یکپارچه میشود، و عامل چه عملیاتی را میتواند در برابر سیستم مدیریت ملک انجام دهد؟ پاسخ نشان میدهد که آیا یکپارچهسازی واقعی یا نظری است و آیا عامل میتواند کار مفیدی انجام دهد یا صرفاً به سوالات پاسخ دهد.
سوال دوم: یک بازه زمانی استقرار معمولی از امضای قرارداد تا راهاندازی تولید چگونه است، و اپراتور در طول این بازه زمانی چه کاری باید انجام دهد؟ پاسخ نشان میدهد که آیا استقرار برای یک اپراتور بدون منابع فنی اختصاصی واقعبینانه است یا اینکه بازه زمانی قابلیتهایی را فرض میکند که اپراتور ندارد.
سوال سوم: هزینه کلی برای ۱۲ ماه اول شامل هرگونه هزینه راهاندازی، هزینههای اشتراک ماهانه، هزینههای هر مکالمه یا هر اتاق، هزینههای یکپارچهسازی و هزینههای پشتیبانی چقدر است؟ پاسخ نشان میدهد که آیا قیمتگذاری صادقانه است یا اینکه قیمت ارائه شده در طرح فروش پس از مذاکره جزئیات قرارداد چندین برابر خواهد شد.
سوال چهارم: آیا اپراتور میتواند یک نمایش زنده از عامل در حال اجرا در محیط مدیریت ملک مشابه با تنظیمات اپراتور را ببیند، و آیا اپراتور میتواند با مشتریان مرجع که املاک مشابهی را اداره میکنند صحبت کند؟ پاسخ نشان میدهد که آیا فروشنده استقرارهای زندهای دارد که با پروفایل اپراتور مطابقت دارند یا اینکه اپراتور یک مشتری پیشگام خواهد بود.
سوال پنجم: در پایان قرارداد چه اتفاقی میافتد؟ آیا اپراتور میتواند تمدید، مذاکره مجدد یا پایان دهد، و اپراتور پس از پایان چه دادهها و پیکربندی را حفظ میکند؟ پاسخ پویاییهای قفلشدگی و اهرم تمدیدی را که اپراتور در ۱۲ تا ۲۴ ماه آینده با آن روبرو خواهد شد، آشکار میکند.
چگونه بررسی مراجع را در هر ساعت به اطلاعات مفید تبدیل کنیم
بررسی مراجع معتبرترین سیگنال در ارزیابی فروشنده است، زیرا مشتریان مرجع تجربه واقعی استقرار را توصیف میکنند نه روایت بازاریابی را. ارزیابهای سطح ملک نمیتوانند برنامههای مرجع گستردهای را انجام دهند، اما یک تماس یک ساعته با یک یا دو مشتری مرجع برای هر فروشنده منتخب معمولاً سیگنال کافی برای تأیید یا رد انتخاب فروشنده را تولید میکند.
تماس مرجع باید بر واقعیت عملیاتی اجرای عامل متمرکز باشد، نه بر داستان استقرار. اپراتور در هفته چقدر زمان صرف عامل میکند، چه نوع مسائلی پیش میآید، فروشنده هنگام بروز مشکلات چگونه واکنش نشان میدهد، چه چیزی درباره استقرار در مقایسه با انتظارات اولیه اپراتور را غافلگیر کرد، و آیا اپراتور دوباره عامل را با دانستن آنچه اکنون میداند خریداری میکند. پاسخهای صادقانه به این سوالات نشان میدهد که آیا عامل در تولید ارزش ارائه میدهد یا اینکه بیشتر از آنچه صرفهجویی میکرد، توجه را به خود جلب کرده است.
پروفایل مشتری مرجع مهم است. یک مرجع از یک ملک ۴۰۰ اتاقه که تحت مدیریت شرکتی است، هیچ اطلاعات مفیدی درباره نحوه مدیریت یک هتل مستقل ۶۰ اتاقه توسط فروشنده به ارزیاب نمیدهد. ارزیاب باید بر مراجعانی که با پروفایل اپراتور مطابقت دارند اصرار ورزد و مراجعانی که مطابقت ندارند را به جای سیگنال ارزیابی، بازاریابی در نظر بگیرد. فروشندگانی که نمیتوانند مراجع مطابق با پروفایل ارائه دهند، نشان میدهند که هنوز در مقابل این پروفایل مستقر نشدهاند.
چرا برنامههای آزمایشی برای خریداران سطح ملک باید ساختار متفاوتی داشته باشند
برنامههای آزمایشی طراحی شده توسط تیمهای تدارکات شرکتی معمولاً شامل برنامههای آزمون پیچیده، معیارهای ارزیابی رسمی و دورههای ارزیابی چند ماهه هستند که خریداران سطح ملک نمیتوانند آنها را اجرا کنند. برنامه آزمایشی باید برای ارزیابی در سطح ملک به طرز متفاوتی ساختاربندی شود، با یک بازه زمانی کوتاهتر، دامنه محدودتر و معیارهای موفقیت واضحی که اپراتور میتواند بدون قابلیت تحلیلی تخصصی آنها را ارزیابی کند.
پایلوت مناسب برای ارزیابی سطح ملک چهار تا شش هفته در برابر یک گردش کاری واحد که اپراتور در حال حاضر با آن مشکل دارد، اجرا میشود. عامل برای مدیریت آن گردش کار خاص پیکربندی میشود، اپراتور نتیجه را اندازهگیری میکند و تصمیم برای تعهد یا عقبنشینی بر اساس این است که آیا گردش کار به طور قابل اندازهگیری بهبود یافته است یا خیر. پایلوت سعی نمیکند عامل را در هر مورد استفاده ممکن ارزیابی کند زیرا این دامنه برای یک ارزیاب سطح ملک غیرقابل مدیریت است.
معیارهای موفقیت برای پایلوت باید قبل از شروع پایلوت تعیین شوند و به اندازهای خاص باشند که نتیجه بدون ابهام باشد. یک پایلوت که کاهش تماسهای ورودی پذیرش را تا ۳۰ درصد در طول هفتههای پایلوت هدف قرار میدهد، بر اساس اندازهگیری که اپراتور میتواند با ابزارهای موجود انجام دهد، موفق یا ناموفق است. ارزیابی پایلوتی که هدف آن بهبود رضایت مهمان است، دشوارتر است زیرا اندازهگیری پر سر و صداتر است و انتساب آن نامشخص است. هر چه معیار موفقیت محدودتر باشد، ارزیابی قابل اطمینانتر است.
چه حمایتهای قراردادی برای کمبود دقت فنی جبران میکنند
ارزیابان سطح ملک نمیتوانند بررسی فنی دقیق را در سطحی که تیمهای تدارکات سازمانی انجام میدهند، انجام دهند. چارچوب این نقص را با حمایتهای قراردادی جبران میکند که میزان مواجهه اپراتور را در صورت عدم کارایی عامل طبق وعده، محدود میکند.
اولین حمایت، یک بند خروج مشخص است که به اپراتور اجازه میدهد در صورت عدم رعایت معیارهای عملکردی خاص در یک دوره ارزیابی مشخص، قرارداد را فسخ کند. بند خروج باید توسط معیارهای عینی و نه رضایت ذهنی فعال شود، و معیارها باید توسط فروشنده اندازهگیری و توسط اپراتور تأیید شوند. فروشندگانی که بندهای خروج مرتبط با عملکرد را رد میکنند، نشان میدهند که به توانایی خود در ارائه خدمات اعتماد ندارند.
حمایت دوم، تعهد به ثبات قیمت است که میزان افزایش قیمت توسط فروشنده در زمان تمدید را محدود میکند. قراردادهای مهماننوازی که به طور خودکار با قیمتهای تعیین شده توسط فروشنده تمدید میشوند، اپراتور را در موقعیت مذاکره ضعیفی در زمان تمدید قرار میدهند. سقف قراردادی برای قیمتگذاری تمدید، اپراتور را از الگوی چوب لای چرخ که برخی فروشندگان استفاده میکنند، محافظت میکند.
حمایت سوم، تعهد به قابلیت انتقال داده و تنظیمات است که تضمین میکند اپراتور میتواند دادهها و تنظیمات خود را در صورت تصمیم به ترک فروشنده، استخراج کند. این تعهد باید در مورد اینکه چه دادههایی قابل انتقال هستند، در چه قالبی ارائه میشوند و چه بازه زمانی اعمال میشود، مشخص باشد. فروشندگانی که قابلیت انتقال را به عنوان مشکلی برای مذاکره موردی میبینند، استراتژی قفل شدگی را آشکار میکنند که در زمان تمدیدRelevant خواهد شد.
چگونه پایداری فروشنده را بدون تحلیلگر مالی ارزیابی کنیم
پایداری فروشنده مهم است زیرا استقرارهای عامل مهماننوازی تعهدات چند ساله هستند و شکست یک فروشنده در میانه استقرار باعث اختلال عملیاتی میشود. ارزیابان در سطح ملک نمیتوانند تحلیل مالی روی صورتهای مالی فروشنده انجام دهند، اما میتوانند از جایگزینهایی استفاده کنند که پایداری را بدون نیاز به قابلیت تخصصی نشان میدهند.
اولین جایگزین، تعداد مشتریان است. فروشندگانی که صدها مشتری پرداختکننده دارند،H احتمال بیشتری برای ادامه فعالیت دارند تا فروشندگانی که دهها مشتری دارند. تعداد مشتریان باید قابل تأیید باشد نه اینکه فقط ادعا شود، با لوگوهای مشتریان قابل مشاهده عمومی یا گزارشهای صنعتی ثالث که ادعا را تأیید کنند.
دومین جایگزین، تاریخچه تأمین مالی و ساختار مالکیت است. فروشندگانی که توسط سرمایهگذاران معتبر با سابقه در فناوری مهماننوازی پشتیبانی میشوند، معمولاً Stableتر هستند تا فروشندگانی که توسط سرمایهگذاران فردی تأمین مالی شدهاند یا بدون سرمایه خارجی فعالیت میکنند. فروشندگانی که توسط شرکتهای بزرگتر و Established خریداری شدهاند، معمولاً Stableترین هستند. این اطلاعات معمولاً از طریق نشریات تجاری صنعتی و وبسایت خود فروشنده در دسترس است.
سومین جایگزین، عمق اکوسیستم یکپارچهسازی است. فروشندگانی که یکپارچهسازی با چندین سیستم مدیریت ملک، مدیران کانال و پلتفرمهای مدیریت درآمد دارند، معمولاً به بازار مهماننوازی متعهدتر هستند و احتمال کمتری دارد که از آن دور شوند. فروشندگانی با اکوسیستمهای یکپارچهسازی کم عمق ممکن است بازار مهماننوازی را آزمایش کنند تا اینکه به آن متعهد شوند.
چرا چارچوب ارزیابی کل هزینه را متفاوت از راهنماهای تدارکات در نظر میگیرد
راهنماهای تدارکات شرکتی کل هزینه را در طول یک افق پنج ساله با مدلهای مالی دقیق ارزیابی میکنند. ارزیابان سطح ملک نه زمان و نه ظرفیت تحلیلی برای ساخت مدلهای پنج ساله را دارند، اما به دیدگاهی روشن از کل هزینه نیاز دارند که فراتر از بودجه سال اول باشد.
این چارچوب هزینه کلی را برای سال اول، هزینه کلی پیشبینی شده برای سال دوم با فرض همان حجم استفاده، و سقف قراردادی برای افزایش هزینهها در زمان تمدید را میپرسد. این سه عدد به اپراتور دیدگاهی قابل دفاع از هزینه چند ساله را بدون نیاز به مدلسازی پیچیده میدهد. پاسخ صادقانه به هزینه سال دوم معمولاً دستههای هزینهای را آشکار میکند که در ارائه سال اول وجود نداشتند، و سقف قراردادی میزان مواجهه اپراتور را با تصمیمات قیمتگذاری فروشنده نشان میدهد.
این چارچوب همچنین در مورد مسیر هزینه در صورت گسترش استقرار میپرسد. اگر اپراتور عامل را به گردشهای کاری اضافی، کانالهای اضافی یا املاک اضافی گسترش دهد، ساختار هزینه چگونه میشود. پاسخ نشان میدهد که آیا فروشنده موقعیت دارد تا با اپراتور با اقتصادی قابل قبول رشد کند یا اینکه گسترش باعث تغییرات قیمتی میشود که اپراتور نمیتواند آنها را بپذیرد.
در صورت تناقض پاسخهای فروشنده با گزارشهای مشتریان مرجع چه باید کرد
مهمترین سیگنال در ارزیابی فروشنده، تناقض بین ادعاهای فروشنده و گزارشهای مشتریان مرجع است. فروشندگان استقرارها را با اصطلاحات بازاریابی توصیف میکنند، و مشتریان مرجع همان استقرارها را با اصطلاحات عملیاتی توصیف میکنند، و شکاف بین این دو توصیف نشان میدهد که اپراتور باید از استقرار خود چه انتظاری داشته باشد.
چارچوب، تناقض بین فروشنده و مرجع را به عنوان یک سیگنال جدی میبیند که نیاز به حل و فصل قبل از ادامه دارد. اگر فروشنده ادعا میکند که استقرار ۳۰ روز طول میکشد و مشتریان مرجع گزارش میدهند که ۹۰ روز طول کشیده است، اپراتور باید انتظار ۹۰ روز را داشته باشد نه ۳۰ روز. اگر فروشنده ادعا میکند که عامل ۸۰ درصد از سوالات مهمان را مدیریت میکند و مشتریان مرجع گزارش میدهند که نرخ واقعی ۵۰ درصد است، اپراتور باید برای ۵۰ درصد برنامهریزی کند. روایت فروشنده مورد خوشبینانه است، و تجربه مشتری مرجع مورد واقعبینانه است.
هنگامی که تناقضات آشکار میشوند، اپراتور باید مستقیماً از فروشنده بخواهد که شکاف را توضیح دهد. فروشندگان صادق اقرار میکنند که استقرارهای اولیه بیشتر از استقرارهای بالغ طول میکشند و عملکرد بر اساس پروفایل ملک متفاوت است. فروشندگان کمتر صادق سوال را منحرف میکنند یا شکاف را به سوءاستفاده مشتری مرجع نسبت میدهند. صداقت پاسخ خود یک سیگنال در مورد فروشنده است.
چگونه بین دو فروشنده که هر دو از چارچوب عبور میکنند تصمیم بگیریم
برخی از ارزیابیها با دو فروشنده به پایان میرسند که هر دو معیارهای اساسی را پشت سر میگذارند، و اپراتور با تصمیم شکستن گره مواجه میشود. این چارچوب سه عامل شکستن گره را ارائه میدهد که یک تصمیم قابل دفاع را بدون کشاندن ارزیابی به دورهای اضافی تولید میکنند.
اولین عامل شکستن گره، کیفیت رابطه با افرادی است که اپراتور واقعاً پس از استقرار با آنها کار خواهد کرد. فروشندهای که معامله را میبندد، معمولاً مجری اصلی و نه مسئول تماس پشتیبانی مداوم نیست. قبل از امضا، بر ملاقات با مجری اصلی و تیم پشتیبانی پافشاری کنید، و کیفیت رابطه با این افراد را بیشتر از رابطه با فروشنده وزن دهید.
دومین عامل شکستن گره، بسته حفاظت قراردادی است. فروشندگانی که بندهای خروج قویتر، سقفهای سختگیرانهتر برای قیمت تمدید، و تعهدات انتقالپذیری واضحتری ارائه میدهند، بر توانایی خود در ارائه خدمات و حفظ مشتری از طریق عملکرد و نه از طریق قفل شدن شرط بندی میکنند. تمایل به ارائه حمایتها خود یک سیگنال اعتماد است.
سومین عامل شکستن گره، کیفیت مرجع محلی است. مشتریان مرجع در همان منطقه جغرافیایی، همان نوع ملک، و همان وابستگی برند به اپراتور، سیگنال قویتری نسبت به مراجعی که تنها در یک یا دو مورد از این ابعاد مطابقت دارند، ارائه میکنند. فروشندهای که نزدیکترین مراجعش نزدیکترین شباهت را به اپراتور دارند، معمولاً انتخاب مطمئنتری است حتی اگر فروشنده دیگر در قابلیت فنی کمی امتیاز بالاتری داشته باشد.
چرا چارچوب شامل یک تابع تصمیمگیری اجباری است
ارزیابان در سطح ملک گاهی اوقات در حلقههای ارزیابی گیر میکنند، زیرا عدم وجود مهلت تدارکات شرکتی، تابع اجباری که تصمیمات را هدایت میکند، را از بین میبرد. این چارچوب شامل یک مهلت تصمیمگیری است که اپراتور قبل از شروع ارزیابی به آن متعهد میشود، با این درک که مهلت، تصمیمی را بر اساس بهترین اطلاعات موجود به جای اطلاعات کامل، تولید خواهد کرد.
مهلت باید شش هفته از شروع ارزیابی باشد. شش هفته زمان کافی برای انجام اولین تماس با فروشنده، انجام بررسیهای مرجع، ساختاردهی یک پایلوت در صورت نیاز، و رسیدن به تصمیم است. زمان بیشتر معمولاً منجر به فلج تحلیلی به جای تصمیمات بهتر میشود، و زمان کمتر تصمیمات را قبل از اتمام بررسیهای مرجع تحمیل میکند.
مهلت مهم است زیرا ارزیابی فروشنده هزینه فرصت دارد. هر هفته که اپراتور صرف ارزیابی میکند، هفتهای است که ملک هنوز ارزشی را که عامل ارائه میدهد، درک نمیکند. یک تصمیم معقول که در مهلت مقرر گرفته میشود، تقریباً همیشه بهتر از یک تصمیم عالی است که سه ماه بعد گرفته میشود، و چارچوب به صراحت این توافق را میپذیرد.
چه کارهایی پس از تصمیمگیری و قبل از آغاز به کار تولیدی انجام میشود
تصمیم آغاز استقرار است نه پایان ارزیابی. این چارچوب شامل یک پروتکل پس از تصمیمگیری است که از اپراتور در طول دوره پیادهسازی محافظت میکند و تضمین میکند که استقرار آنچه را که ارزیابی وعده داده بود، ارائه میدهد.
اولین گام پس از تصمیم، یک برنامه استقرار مکتوب با نقاط عطف مشخص، انتسابات مالک، و تاریخها است. این طرح باید توسط اپراتور و فروشنده مشترکاً تهیه شود، و هر دو طرف متعهد به مسئولیتهای مربوطه خود باشند. فروشندگانی که در برابر یک برنامه استقرار مکتوب مقاومت میکنند، نشان میدهند که استقرار به خوبی فرآیند فروش تعریف نشده است.
گام دوم، یک برنامه پرداخت مبتنی بر نقاط عطف است که پرداختهای فروشنده را به نقاط عطف استقرار مرتبط میکند. فروشندگانی که در زمان امضا به طور کامل پرداخت میشوند، انگیزه کمتری برای پیشبرد استقرار نسبت به فروشندگانی که به صورت اقساطی بر اساس پیشرفت نشان داده شده پرداخت میشوند، دارند. برنامه پرداخت باید بخش قابل توجهی از ارزش قرارداد را تا زمان آغاز به کار تولیدی و پذیرش اپراتور رزرو کند.
گام سوم، یک معیار پذیرش مشخص است که تعیین میکند چه زمانی استقرار کامل در نظر گرفته میشود. معیار پذیرش باید قابل اندازهگیری باشد و قبل از شروع استقرار مورد توافق قرار گیرد. استقرارهایی که بدون یک لحظه پذیرش واضح به درازا میکشند، اپراتور را در موقعیتی مبهم قرار میدهند که فروشنده کار را تمام شده میداند و اپراتور چنین نمیداند.
چگونه خریداران در سطح ملک بدون حمایت شرکتی اعتماد ایجاد میکنند
بزرگترین مانع روانی برای ارزیابی فروشنده در سطح ملک، عدم حمایت شرکتی برای تصمیمگیری است. مدیران عمومی و مالکان مستقلی که این تصمیمات را به تنهایی میگیرند، گاهی اوقات در تعهد خود تردید میکنند زیرا هیچ تیم تدارکات شرکتی برای تأیید انتخاب وجود ندارد. چارچوب این مانع را با ارائه یک فرآیند قابل دفاع و شواهد مستند به اپراتور حل میکند نه با تلاش برای جایگزینی تأیید شرکتی.
یک خریدار در سطح ملک که پروفایل اپراتور را مستند کرده، تماسهای ساختاریافته با فروشنده برقرار کرده، بررسیهای مرجع را انجام داده، حفاظتهای قراردادی را تأیید کرده، و در یک بازه زمانی مشخص تصمیم گرفته است، کاری را انجام داده است که تصمیم را توجیه میکند. ممکن است تصمیم نتیجه خوبی نداشته باشد زیرا هیچ چارچوب ارزیابی نتایج را تضمین نمیکند، اما فرآیند بدون توجه به نتیجه قابل دفاع است و اپراتور میتواند از استقرار بدون شک در فرآیند تصمیمگیری درس بگیرد.
بهترین عوامل هوش مصنوعی برای هتلها و مهماننوازی در سطح ملک از طریق این نوع فرآیند منظم انتخاب میشوند نه از طریق ماشینآلات تدارکات گسترده. اپراتورهایی که این نظم را رعایت میکنند، روابط کاری با فروشندگان دارند و استقرارهایی که نتیجه میدهند. اپراتورهایی که از این نظم چشمپوشی میکنند، همان درسها را به روش سختتر میآموزند، با فروشندگانی که مناسب نبودند و استقرارهایی که بودجه را بدون تولید ارزشی که مکالمه اولیه وعده داده بود، مصرف کردند.
درباره TFSF Ventures
TFSF Ventures FZ-LLC (RAKEZ License 47013955) یک شرکت معماری سرمایهگذاری است که زیرساخت عامل هوشمند را از طریق سه ستون یکپارچه در کسبوکارها مستقر میکند: زیرساخت عامل، مسیرهای پرداخت غیرسنتی، و یک موتور سرمایهگذاری کامل. با ۲۷ سال سابقه در پرداختها و نرمافزار، TFSF در سطح جهانی فعالیت میکند و با متدولوژی استقرار ۳۰ روزه به ۲۱ صنعت خدمات ارائه میدهد. اطلاعات بیشتر در: https://tfsfventures.com
ارزیابی رایگان هوش عملیاتی را انجام دهید
چند سوال سریع درباره کسب و کار خود پاسخ دهید. یک طرح استقرار هوش مصنوعی سفارشی ظرف ۲۴ تا ۴۸ ساعت دریافت کنید که شامل توصیههای عامل، معماری و یک نقشهراه خاص برای عملیات شما است. بدون تماس فروش. بدون تعهد. فقط داده. شروع کنید در: https://tfsfventures.com/assessment
Originally published at https://tfsfventures.com/blog/building-the-evaluation-framework-for-the-best-ai-agents-for-hotels-and-hospitality
نوشته شده توسط TFSF Ventures Research