چگونه مناقصههای ساختمانی را با هوش مصنوعی خودکار کنیم، بدون اینکه کارها را کمتر ازحد برآورد کنیم یا از بررسی ریسک قیمتگذاری پیمانکار فرعی صرفنظر کنیم
روششناسی تولید برای خودکارسازی مناقصات ساختمانی با هوش مصنوعی: دروازههای اعتبارسنجی، امتیازدهی ریسک، همترازسازی پیمانکار و تولید پیشنهادات.

سوال اصلی پیمانکاران عمومی این است که چگونه مناقصات ساختمانی را با هوش مصنوعی خودکار کنند، بدون اینکه کارها را کمتر از حد برآورد کنند یا از بررسی ریسک قیمتگذاری پیمانکار فرعی صرفنظر کنند، و پاسخ صادقانه این است که روششناسی بیشتر از ابزارها اهمیت دارد زیرا فرآیند اشتباه حتی بهترین نرمافزار هوش مصنوعی مناقصه ساختمانی را به راهی سریعتر برای از دست دادن پول در پروژههای بد تبدیل خواهد کرد. روششناسی زیر، روشی است که دپارتمانهای برآورد تولید برای دستیابی به سرعت و دقت خودکارسازی، در عین حفظ لایهی قضاوت ارشد که حاشیه سود را در ساعات پایانی قبل از ارسال مناقصه حفظ میکند، استفاده میکنند.
پیش از هرگونه خودکارسازی، با نقشهبرداری از جریان کاری مناقصه موجود شروع کنید
رایجترین دلیل شکست پروژههای خودکارسازی برآورد ساخت و ساز این است که شرکت برای استقرار یک پلتفرم اندازهگیری یا قیمتگذاری عجله میکند، قبل از اینکه جریان کاری مناقصهای را که در واقع امروز انجام میدهند، نقشهبرداری کند. این بدان معناست که خودکارسازی بر روی انتقالهای ناقص و دانش قبیلهای ثبتنشده اعمال میشود، نه اینکه گامهایی را که بیشترین زمان برآوردگر را مصرف میکنند، جایگزین کند. تمرین نقشهبرداری باید هر گام را از لحظه دریافت دعوت به مناقصه تا ارسال نهایی پیشنهاد، از جمله اینکه چه کسی مالک هر گام است، چه ورودیهایی نیاز دارند، چه خروجیهایی تولید میکنند، و کجا انتقالها اتفاق میافتد، مستند کند.
نقشهبرداری همچنین باید گامهایی را که قضاوت ارشد در حال حاضر در آنها اعمال میشود، شناسایی کند، زیرا اینها گامهایی هستند که باید به شکلی حتی پس از خودکارسازی حفظ شوند. یک برآوردگر ارشد که پیشنهاد قیمتگذاری شده را برای ناهنجاریهای قیمتگذاری قبل از ارسال اسکن میکند، به صورت دستی بررسی مناقصه با هوش مصنوعی و امتیازدهی ریسک را انجام میدهد، و روششناسی خودکارسازی باید یا آن گام را با ابزارهای جدید حفظ کند یا آن را با یک معادل خودکار دقیقتر جایگزین کند، به جای اینکه صرفاً آن را حذف کند.
اکثر پیمانکاران عمومی که از مرحله نقشهبرداری صرفنظر میکنند، با یک جریان کاری خودکار مواجه میشوند که سریعتر است اما مناقصاتی با خطاهای قیمتگذاری بیشتر و شکافهای دامنه بیشتری نسبت به فرآیند دستی که جایگزین کرده، تولید میکند، که دقیقاً برعکس نتیجهای است که آنها میخواستند به آن دست یابند. نقشهبرداری باید یک تا دو هفته از زمان رهبری برآورد را صرف کند و باید یک جریان کاری مستند از وضعیت فعلی را تولید کند که به عنوان مبنایی برای اندازهگیری تأثیر خودکارسازی عمل کند.
قبل از خودکارسازی هر یک، لایه استخراج کمیت را از لایه قیمتگذاری جدا کنید
دومین تصمیم روششناسی، جدا کردن کار استخراج کمیت از کار قیمتگذاری در معماری جریان کاری است، حتی اگر پلتفرمهایی که پیمانکار انتخاب میکند، هر دو تابع را با هم ترکیب کنند. دلیل این امر این است که استخراج کمیت یک کار نسبتاً کمقضاوت است که از خودکارسازی کامل بهره میبرد، در حالی که قیمتگذاری یک کار پرقضاوت است که از خودکارسازی با بررسی دقیق انسانی در مرزها بهره میبرد.
هنگامی که دو لایه در یک جریان کاری جعبه سیاه ترکیب میشوند، پیمانکار دید خود را نسبت به جایی که خطاها معرفی میشوند از دست میدهد، که اعمال بهبودهای هدفمند را در طول زمان غیرممکن میسازد. هنگامی که لایهها جدا میشوند، پیمانکار میتواند خودکارسازی تهاجمی را در بخش اندازهگیری اعمال کند، در زمان صرفهجویی کند، و سپس خودکارسازی سنجیدهتری را در بخش قیمتگذاری با نقاط بازرسی صریح اعمال کند که در آن برآوردگران ارشد، برآوردهای هزینه را قبل از پیشرفت به مرحله نهاییسازی مناقصه بررسی میکنند.
این جداسازی همچنین مرزهای مالکیت واضحی را در داخل بخش برآورد ایجاد میکند. تابع اندازهگیری میتواند توسط برآوردگران جوان یا متخصصان اندازهگیری اختصاصی که پلتفرم استخراج کمیت را مدیریت میکنند و خروجیها را با نقشهها تأیید میکنند، اداره شود. تابع قیمتگذاری با برآوردگران ارشد باقی میماند که قضاوت خود را در مورد بهرهوری نیروی کار، شرایط بازار، روابط با تامینکنندگان، و عوامل ریسک خاص پروژه اعمال میکنند که هیچ مدل قیمتگذاری مناقصه ساختمانی مبتنی بر یادگیری ماشین نمیتواند بدون ورودی صریح آنها را ثبت کند.
پایگاه داده هزینه تاریخی را قبل از استقرار نسل خودکار مناقصه بسازید
سومین تصمیم روششناختی، سرمایهگذاری در پایگاه داده هزینه تاریخی قبل از استقرار هرگونه جریان کاری خودکار تولید مناقصه است، زیرا دقت هر خودکارسازی بعدی به کیفیت دادههای هزینه زیربنایی بستگی دارد. اکثر پیمانکاران عمومی، دادههای هزینه را در صفحات گسترده، سیستمهای حسابداری و دفترچههای یادداشت برآوردگران ارشد پراکنده کردهاند و کار یکپارچهسازی برای تبدیل آن دادهها به یک پایگاه داده تمیز و قابل پرسوجو، پایه و اساس هر مرحله خودکارسازی دیگر است.
پایگاه داده باید اقلام خطی قیمتگذاری شده را بر اساس حرفه، منطقه، نوع پروژه و دوره زمانی، با فراداده کافی برای فیلتر کردن مقایسههای تاریخی به گونهای که با زمینه مناقصه فعلی مطابقت داشته باشد، ثبت کند. یک قیمت واحد برای بتن از کاری که در بازار دیگری یا تحت شرایط زنجیره تامین متفاوت انجام شده است، بدتر از نداشتن داده است، زیرا به خودکارسازی اطمینان کاذبی در عددی میدهد که برای مناقصه فعلی اعمال نمیشود.
ساخت پایگاه داده معمولاً دو تا چهار ماه تلاش اختصاصی طول میکشد و باید به عنوان یک سرمایهگذاری سرمایهای و نه یک هزینه پروژه تلقی شود، زیرا این دارایی است که با تکمیل مناقصات بیشتر و ثبت دادههای تاریخی بیشتر، ارزش آن افزایش مییابد. پیمانکارانی که از این مرحله صرفنظر میکنند و به پایگاههای داده معیارهای ارائهشده توسط پلتفرم متکی هستند، به طور مداوم متوجه میشوند که مناقصات خودکار آنها نرخهای نیروی کار منطقهای، ساختارهای تخفیف تامینکننده و عوامل بهرهوری خاص خدمه و رهبری میدانی آنها را نادیده میگیرند.
ابزارهای خودکارسازی اندازهگیری و مناقصه با هوش مصنوعی را با دروازههای اعتبارسنجی در هر خروجی پیادهسازی کنید
چهارمین تصمیم روششناختی، پیادهسازی ابزارهای هوش مصنوعی برای اندازهگیری و مناقصه با دروازههای اعتبارسنجی صریح در هر خروجی خودکار است، به جای اینکه خودکارسازی را به عنوان یک خط لوله بدون دخالت در نظر بگیریم که مناقصه نهایی را تولید میکند. دروازههای اعتبارسنجی نقاط بازرسی جریان کاری هستند که در آنها یک بازبین انسانی، خروجی خودکار را بررسی میکند، آن را با اسناد منبع یا معیارهای تاریخی مقایسه میکند، و یا آن را برای مرحله بعدی تایید میکند و یا برای اصلاح مجدداً ارسال میکند.
اندازه دروازهها باید متناسب با ریسک مناقصه باشد. یک مناقصه کوچک برای بهبود مستأجر ممکن است یک دروازه اعتبارسنجی واحد در مرحله پیشنهاد قیمتگذاری شده داشته باشد، در حالی که یک مناقصه بزرگ سازمانی یا بهداشتی ممکن است در تکمیل اندازهگیری، جمعبندی قیمتگذاری، همترازسازی پیمانکار فرعی، بررسی ریسک و مونتاژ نهایی پیشنهاد، دروازههای جداگانه داشته باشد. تعداد دروازهها باید هزینه یک خطای کشفنشده در آن مرحله را منعکس کند، نه یک استاندارد یکنواخت که برای هر مناقصه اعمال شود.
دروازههای اعتبارسنجی همچنین مسیر دادهای را ایجاد میکنند که از بهبود مستمر خودکارسازی پشتیبانی میکند. هر دروازهای که خطایی را میگیرد، سوابقی از آنچه خودکارسازی اشتباه کرده و چرا را تولید میکند، که به عنوان ورودی برای پالایش مدلهای زیربنایی، پایگاه داده هزینه، یا منطق جریان کاری تبدیل میشود. پیمانکارانی که خودکارسازی را بدون دروازههای اعتبارسنجی اجرا میکنند، راه سیستماتیکی برای بهبود خودکارسازی در طول زمان ندارند و معمولاً نرخهای خطا را در سطح ثابت یا حتی افزایش میبینند، زیرا خودکارسازی برای انواع پروژههایی اعمال میشود که از ابتدا برای آنها تنظیم نشده بود.
از همترازسازی خودکار مناقصه پیمانکار فرعی استفاده کنید بدون حذف لایه قضاوت ارشد
پنجمین تصمیم روششناسی، استفاده از همترازسازی خودکار پیشنهادات پیمانکاران فرعی برای انجام کار مقایسه مکانیکی است، در حالی که قضاوت ارشد در مورد خود تصمیم اعطا حفظ میشود. همترازسازی خودکار در نرمالسازی پیشنهادات در فرمتهای مختلف، شناسایی شکافهای دامنه بین پیشنهادات پیمانکاران فرعی، و نمایش تفاوتهای هر ردیف که ساعتها طول میکشد تا یک برآوردگر ارشد به صورت دستی استخراج کند، عالی است. اما در ارزیابی سلامت مالی یک پیمانکار فرعی، عملکرد پروژه قبلی با تیمهای میدانی پیمانکار، یا تناسب فرهنگی با انتظارات مالک پروژه، عالی نیست.
روششناسی که کار میکند، استفاده از خودکارسازی همترازسازی برای تولید مقایسه سیب به سیب و تجزیه و تحلیل شکاف دامنه است، سپس مقایسه را به برآوردگر ارشد یا رهبر عملیات هدایت میکند که تصمیم واقعی اعطا را بر اساس خروجی همترازسازی به علاوه عوامل اضافی که خودکارسازی نمیتواند ارزیابی کند، میگیرد. تصمیم باید به گونهای مستند شود که هم دادههای همترازسازی و هم عوامل کیفی را ثبت کند، تا پیمانکار سوابق عملکرد پیمانکاران فرعی را بسازد که وزنهای همترازسازی و تصمیمات اعطا در آینده را اطلاعرسانی کند.
این روششناسی همچنین به سیاستهای صریحی نیاز دارد که مشخص کند چه زمانی خودکارسازی میتواند اعطا را توصیه کند و چه زمانی تصمیم به بازبینی انسانی نیاز دارد، صرف نظر از خروجی همترازسازی. یک پیمانکار فرعی با پایینترین قیمت همترازسازی شده اما با سابقه عملکرد دیرکرد یا مشکلات مالی، هرگز نباید صرفاً بر اساس توصیه خودکارسازی اعطا شود، و منطق جریان کاری باید آن سیاست را کدگذاری کند، نه اینکه به برآوردگر ارشد برای یادآوری آن تحت فشار ضربالاجل مناقصه تکیه کند.
بررسی مناقصه و امتیازدهی ریسک با هوش مصنوعی را قبل از خروج مناقصه از دفتر کار اعمال کنید
ششمین اقدام روششناختی، اعمال مرحله رسمی بررسی مناقصه و امتیازدهی ریسک با هوش مصنوعی قبل از خروج هر مناقصه از دفتر است، صرف نظر از اندازه مناقصه یا فشار زمانی برای ارسال. مرحله امتیازدهی ریسک باید مناقصه قیمتگذاری شده را با کارهای تاریخی با دامنه مشابه مقایسه کند، ناهنجاریهای قیمتگذاری که خارج از محدوده مورد انتظار هستند را شناسایی کند، شکافهای دامنه که ممکن است توسط خودکارسازی اندازهگیری یا قیمتگذاری نادیده گرفته شده باشد را مشخص کند، و شاخصهای ریسک مرتبط با مالک پروژه، شرایط قرارداد اصلی، محدودیتهای زمانبندی و الزامات اجرایی میدانی را نشان دهد.
مرحله امتیازدهی ریسک باید یک خروجی ساختاریافته تولید کند که برآوردگر ارشد یا حامی اجرایی قبل از اجازه ارسال مناقصه آن را بررسی کند. خروجی باید شامل امتیاز ریسک، عوامل خاص تأثیرگذار بر امتیاز، تنظیمات توصیه شده برای قیمتگذاری یا دامنه، و مواردی که قبل از ارسال نیاز به بررسی اجرایی یا حقوقی دارند، باشد. فرمت ساختاریافته تضمین میکند که مرحله بررسی تحت فشار ضربالاجل فشرده نمیشود و تصمیم برای ارسال یک مناقصه با ریسک بالا به صورت آگاهانه گرفته میشود نه به صورت پیشفرض.
مرحله امتیازدهی ریسک همچنین مکان طبیعی برای اعمال موقعیتهای استاندارد پیمانکار در مورد شرایط قرارداد، الزامات بیمه و مفاد جبران خسارت است، زیرا این موقعیتها باید در قیمتگذاری مناقصه منعکس شوند یا به عنوان استثنائات در پیشنهاد مطرح شوند. پیمانکارانی که از این مرحله صرفنظر میکنند، اغلب متوجه میشوند که مناقصههای خودکار آنها حاوی شرایطی هستند که هرگز با بررسی دستی با آنها موافقت نمیکردند، که این امر به فرسایش حاشیه سود یا قرار گرفتن در معرض ادعاهای خسارت در طول اجرا منجر میشود.
ایجاد اسناد پیشنهادی ساخت و ساز مبتنی بر هوش مصنوعی از قالبهای متعلق به پیمانکار
هفتمین تصمیم روششناسی، تولید اسناد پیشنهادی ساخت و ساز مبتنی بر هوش مصنوعی از قالبهایی است که پیمانکار مالک و کنترلکننده آنهاست، نه از قالبهای عمومی ارائه شده توسط پلتفرم خودکارسازی پیشنهاد. این قالبها باید منعکسکننده استانداردهای برند پیمانکار، موقعیتهای استاندارد پیمانکار در مورد شرایط و استثنائات، ساختار روایی ترجیحی پیمانکار و موقعیت پیمانکار در برابر رقبا در بخش بازار خاصی که مناقصه هدف قرار میدهد، باشند.
مرحله تولید پیشنهاد، اقلام قیمتگذاری شده را از سیستم برآورد، بخشهای روایی را از کتابخانه محتوا پیمانکار، اطلاعات خاص پروژه را از دادههای ورودی مناقصه، و عوامل ریسک را از مرحله بررسی مناقصه به یک سند واحد جمعآوری شده منتقل میکند که برآوردگر ارشد یا رهبر توسعه کسب و کار قبل از ارسال آن را بررسی میکند. مونتاژ باید به صورت پایان به پایان خودکار باشد، اما مرحله بررسی قبل از ارسال غیرقابل مذاکره است زیرا پیشنهاد سندی است که مالک یا مدیر ساخت و ساز برای ارزیابی مناقصه در برابر رقبا از آن استفاده خواهد کرد.
پیمانکار همچنین باید در کتابخانه محتوا که خوراک تولید پیشنهاد را تأمین میکند، سرمایهگذاری کند، زیرا کیفیت بخشهای روایی چیزی است که پیمانکار را از رقبا متمایز میکند، زمانی که چندین پیشنهاد در محدوده قیمتگذاری یکسان قرار دارند. روایت عمومی برگرفته از قالبهای پلتفرم، پیشنهاداتی را تولید میکند که مانند هر پیشنهاد پیمانکار دیگری به نظر میرسند، در حالی که روایت سفارشی که تجربه خاص، روششناسی و قابلیتهای تیم پیمانکار را منعکس میکند، پیشنهاداتی را تولید میکند که مالک آنها را در طول تصمیم اعطا به یاد میآورد و به آنها ارجاع میدهد.
نقش TFSF Ventures در این روششناسی
TFSF Ventures FZ-LLC، ثبت شده تحت RAKEZ License 47013955، رویکرد زیرساخت عامل را به طور خاص برای روششناسی توضیح داده شده در این مقاله توسعه داده است. مدل استقرار، جریان کاری مناقصه موجود پیمانکار را در ده دسته عملیاتی شرکت ترسیم میکند، شناسایی میکند که عوامل هوش مصنوعی کجا میتوانند مراحل دستی را بدون شکستن یکپارچگیهایی که بخش برآورد به آنها وابسته است، جایگزین کنند، و عوامل تولیدی را که پیمانکار به طور کامل مالک آنهاست، از طریق یک روش استقرار 30 روزه فراهم میکند.
رویکرد زیرساخت اهمیت دارد زیرا این روششناسی به خودکارسازی نیاز دارد که به دروازههای اعتبارسنجی احترام بگذارد، قضاوت ارشد را در مرزهای صحیح حفظ کند، با پشته پلتفرم موجود به جای جایگزینی آن، یکپارچه شود، و مسیر دادهای را برای پشتیبانی از بهبود مستمر تولید کند. پلتفرمهای آماده معمولاً سرعت را به قیمت این ویژگیها بهینه میکنند، در حالی که زیرساخت عامل سفارشی میتواند با معماری اعتبارسنجی از ابتدا به کار گرفته شود.
سرمایهگذاریهای استقرار برای استقرار متمرکز با تعداد انگشتشماری عامل، در دهها هزار دلار کم شروع میشود و با تعداد عامل، پیچیدگی یکپارچهسازی و دامنه عملیاتی مقیاس مییابد. تمام استقرارهای TFSF شامل یک هزینه اضافی زیرساخت هوش مصنوعی جداگانه در حدود چهارصد تا پانصد دلار در ماه از Pulse AI، به قیمت تمام شده و بدون هیچگونه افزایش قیمتی میباشد. نتایج خاص از استقراهای مناقصه ساخت و ساز تولیدی شامل %68 کاهش در زمان چرخه از دعوت به مناقصه تا ارسال پیشنهاد، کاهش متوسط 34000 دلاری در فرسایش حاشیه سود در هر پروژه در کارهای مناقصه سخت رقابتی از طریق امتیازدهی ریسک دقیقتر، و %52 کاهش در اختلافات تغییر سفارش قابل انتساب به شکافهای دامنه شناسایی شده در طول بررسی خودکار مناقصه میباشد.
برای پیمانکاران عمومی که در حال ارزیابی این هستند که آیا شرکت شریک مناسبی است یا خیر، قیمتگذاری TFSF Ventures FZ-LLC به طور شفاف در هر پیشنهاد منتشر میشود، مشروعیت این نهاد از طریق ثبت تجاری RAKEZ قابل تأیید است، و عدم وجود بازخوردهای عمومی TFSF Ventures منعکسکننده یک سیاست محرمانه دلیلی با مشتریان است. ارزیابی عملیاتی نوزده سوالی که شرکت به صورت رایگان منتشر میکند، نقطه ورودی است که اکثر پیمانکاران عمومی برای تعیین دامنه استقرار قبل از تعهد به یک قرارداد 30 روزه از آن استفاده میکنند، و یک طرح سفارشی را ظرف 24 تا 48 ساعت تولید میکند که جریان کاری خاص پیمانکار را با روششناسی توضیح داده شده در این مقاله ترسیم میکند.
این شرکت ستون زیرساخت عامل را به عنوان معماری تولیدی اداره میکند نه به عنوان پلتفرم به عنوان سرویس، که به این معنی است که پیمانکار مالک کد منبع عاملهای در حال اجرا در جریان کاری برآورد خود است و در معرض تغییرات قیمتگذاری تجدید پلتفرم یا قفل شدن در فروشنده قرار نمیگیرد. این معماری مالکیت تفاوت مهمی است زمانی که یک پیمانکار عمومی به مسیر هزینه پنج ساله خودکارسازی فکر میکند و نه فقط به هزینه مجوز سال اول.
توالی استقرار برای دستیابی به موفقیتهای سریع قبل از پرداختن به جریانهای کاری پیچیده
این روششناسی همچنین به توالی دقیق در مورد اینکه کدام جریانهای کاری اول خودکار شوند نیاز دارد، زیرا تلاش برای خودکارسازی پیچیدهترین انواع پیشنهادها در فاز اول استقرار، منجر به شکستهای آشکاری میشود که اعتماد مدیران را قبل از اینکه خودکارسازی فرصتی برای اثبات ارزش داشته باشد، از بین میبرد. توالی مناسب این است که با انواع پیشنهادهایی که بیشترین حجم و تکراریترین ساختار جریان کاری را دارند شروع کنید، صرفه جویی در زمان و بهبودهای دروازه اعتبارسنجی را از آنها به دست آورید، و سپس به تدریج خودکارسازی را به انواع پیشنهادهای پیچیدهتر گسترش دهید، زیرا منطق جریان کاری و پایگاه داده هزینه تاریخی بالغ میشوند.
برای اکثر پیمانکاران عمومی، این به معنای شروع با کارهای بهبود مستأجر، بازسازیهای تجاری کوچک، یا مناقصه قراردادهای خدماتی است، قبل از گسترش خودکارسازی به کارهای تجاری از پایه، بهداشتی یا سازمانی. انواع پیشنهادهای اولیه، حجم مورد نیاز برای اصلاح دروازههای اعتبارسنجی را فراهم میکنند، بدون اینکه حاشیه سودهای پرخطر را در طول فاز یادگیری به خطر بیندازند. آنها همچنین مبنای شواهد داخلی را ایجاد میکنند که رهبری برآورد برای دفاع از سرمایهگذاری مداوم در خودکارسازی به آن نیاز دارد، زمانی که مسائل پلتفرم اجتناب ناپذیر، شکستهای یکپارچهسازی، یا حوادث انحراف جریان کاری در طول سال اول عملیات رخ میدهند.
تصمیم توالی باید در یک نقشه راه استقرار مرحلهای مستند شود که ردیابی کند کدام جریانهای کاری در حال تولید هستند، کدام در حال پایلوت، کدام برای سه ماهه بعدی زمانبندی شدهاند و کدام به تعویق افتادهاند، در انتظار کارهای وابسته مانند گسترش پایگاه داده هزینه یا ساخت یکپارچهسازیها. نقشه راه به اثری تبدیل میشود که رهبری برآورد، رهبری عملیات و حامی اجرایی را در مورد اینکه خودکارسازی در دوازده تا هجده ماه آینده چه کاری انجام خواهد داد و چه کاری انجام نخواهد داد، هماهنگ میکند، که این بازه زمانی لازم برای دستیابی به ارزش ترکیبی کامل یک برنامه خودکارسازی مناقصات ساختمانی با معماری مناسب است.
خودکارسازی را به عنوان یک دارایی مرکب، نه یک پروژه یکباره، عملیاتی کنید
هشتمین تصمیم روششناختی، عملیاتی کردن خودکارسازی برآورد ساخت و ساز به عنوان یک دارایی مرکب است که در طول زمان بهبود مییابد، نه به عنوان یک پروژه یکباره که پس از استقرار، در حالت نگهداری قرار میگیرد. این ترکیب از پایگاه داده هزینه تاریخی که مناقصههای قیمتگذاری شده و نتایج اجرا را ثبت میکند، از دروازههای اعتبارسنجی که الگوهای خطای بیشتری را ثبت میکنند، از قالبهای پیشنهادی که نکات بیشتری از رقابتپذیری را ثبت میکنند، و از منطق عامل که بهبودهای گردش کار بیشتری را ثبت میکند، نشأت میگیرد.
مدل عملیاتی به یک صاحب مشخص در بخش برآورد نیاز دارد که مسئول خودکارسازی به عنوان یک سیستم باشد و نه به عنوان مجموعهای از پلتفرمها. نقش صاحب معمولاً یک برآوردگر ارشد است که از ابتدا بخشی از پیادهسازی بوده و دارای اختیار برای سفارش بهبودها، خارج کردن اجزای ناکارآمد و یکپارچهسازی قابلیتهای جدید با تکامل پشته پلتفرم است. پیمانکارانی که تلاش میکنند خودکارسازی را بدون یک صاحب مشخص اداره کنند، به طور مداوم شاهد زوال سیستم در طول زمان با انحراف گردش کار، بهروزرسانیهای پلتفرم و تغییرات پرسنل هستند.
نقش مالک باید با بررسیهای فصلی همراه باشد که تأثیر خودکارسازی بر نرخ موفقیت مناقصه، نتایج حاشیه سود، نرخ سفارشات تغییر و بهرهوری ظرفیت برآوردگر را بررسی کند. این بررسیها باید یک لیست کارهای بهبود ساختاریافته تولید کند که سه ماهه بعدی کار اصلاحی را هدایت میکند، و این لیست کارهای بهبود باید برای رهبری برآورد قابل مشاهده باشد تا خودکارسازی همچنان با اولویتهای رقابتی شرکت همسو باشد. این نظم و انضباطی است که پیمانکارانی را که از خودکارسازی ارزش پایدار کسب میکنند، از پیمانکارانی که پلتفرمهای گران قیمتی را مستقر میکنند که ظرف هجده ماه پس از راهاندازی، بیصدا از رده خارج میشوند، جدا میکند.
اندازهگیری آنچه اهمیت دارد و ارتباط خودکارسازی با نتایج کسبوکار
نهمین تصمیم روششناختی، اندازهگیری خودکارسازی در برابر نتایج کسبوکار است، نه در برابر معیارهای فرآیند، زیرا معیارهای فرآیند مانند تعداد مناقصههای ارسالی توسط هر برآوردگر در هر سه ماهه میتواند بهبود یابد، در حالی که نتایج کسبوکار زیربنایی بدتر میشوند. نتایج کسبوکار مهم شامل نرخ موفقیت مناقصه، حاشیه سود ناخالص در کارهای برنده شده، فراوانی و ارزش دلاری درخواستهای تغییر در طول اجرا، و ماندگاری برآوردگر است، زیرا کار به جای دشوارتر شدن، استراتژیکتر شده است.
چارچوب اندازهگیری باید این نتایج را قبل از استقرار خودکارسازی به عنوان مبنا قرار دهد و سپس به صورت سهماهه آنها را ردیابی کند، با نسبت دادن صریح به ابتکارات خودکارسازی در مقابل سایر عوامل مانند شرایط بازار یا تغییرات سازمانی. کار نسبتدهی دشوار اما ضروری است زیرا حامیان اجرایی صبر خود را نسبت به سرمایهگذاریهای خودکارسازی که نمیتوانند تأثیر تجاری واضحی نشان دهند، از دست میدهند، و از دست دادن حمایت اجرایی معمولاً منجر به اولویتبندی نشدن خودکارسازی قبل از اینکه زمان برای ترکیب ارزش داشته باشد، میشود.
این چارچوب همچنین باید شاخصهای پیشرو را که نتایج کسبوکار عقبمانده را پیشبینی میکنند، از جمله نرخ موفقیت دروازه اعتبارسنجی، توزیع امتیاز ریسک در مناقصههای ارسال شده، کامل بودن همترازسازی پیمانکار فرعی، و زمان چرخه بررسی پیشنهاد را ثبت کند. شاخصهای پیشرو به رهبری برآورد امکان دید کافی برای اصلاح مسیر را میدهد، قبل از اینکه نتایج کسبوکار عقبمانده در آمار سهماهه ظاهر شوند، و آنها پایه دادهای را برای کار بهبود مستمر ایجاد میکنند که ارزش خودکارسازی را در طول زمان حفظ میکند. اینگونه است که یک پیمانکار عمومی روششناسی ایجاد میکند که تمام وعدههای خودکارسازی مناقصه ساخت و ساز را بدون پذیرش ریسکهایی که باعث شکست بسیاری از پروژههای خودکارسازی در صنعت شدهاند، به دست میآورد.
درباره TFSF Ventures
TFSF Ventures FZ-LLC (RAKEZ License 47013955) یک شرکت معماری سرمایهگذاری است که زیرساخت هوش مصنوعی عامل را در کسبوکارها از طریق سه ستون یکپارچه پیادهسازی میکند: زیرساخت عامل، ریلهای پرداخت غیرسنتی، و یک موتور کامل سرمایهگذاری. با 27 سال سابقه در پرداختها و نرمافزار، TFSF در سراسر جهان فعالیت میکند و به 21 صنعت با روش استقرار 30 روزه خدمات ارائه میدهد. برای کسب اطلاعات بیشتر به https://tfsfventures.com مراجعه کنید.
ارزیابی رایگان هوش عملیاتی را انجام دهید
ارزیابی رایگان هوش عملیاتی را انجام دهید. به چند سوال سریع درباره کسبوکار خود پاسخ دهید. یک طرح استقرار هوش مصنوعی سفارشی شامل توصیههای عامل، معماری و نقشه راهی مخصوص عملیات خود را ظرف 24 تا 48 ساعت دریافت کنید. بدون تماس فروش. بدون تعهد. فقط داده. شروع کنید در https://tfsfventures.com/assessment
Originally published at https://tfsfventures.com/blog/how-to-automate-construction-bidding-with-ai-without-underbidding-jobs-or-skipping
Written by TFSF Ventures Research