نحوه استقرار عوامل هوش مصنوعی برای آژانسهای مراقبت بهداشت خانگی بدون ایجاد اختلال در گردش کار HCHB، MatrixCare یا سیستمهای EMR موجود
نحوه استقرار عوامل هوش مصنوعی برای آژانسهای مراقبت بهداشت خانگی بدون ایجاد اختلال در گردش کار HCHB/MatrixCare/EMR در عملیات بهداشت خانگی.

اکثر آژانسهای بهداشت خانگی که ابزارهای هوش مصنوعی را به کار میگیرند، این کار را به روش اشتباهی انجام میدهند. آنها یک چتبات از یک فروشنده، یک بهینهساز برنامهریزی از دیگری و یک بازبین اسناد از سومین فروشنده میخرند، سپس تماشا میکنند که چگونه فروشنده EMR آنها هنگام خرابی ادغامها شانه بالا میاندازد. HCHB، MatrixCare، Axxess و طیف وسیعی از سیستمهای EMR منطقهای، برای میزبانی عوامل شخص ثالث طراحی نشدهاند و یک استقرار تهاجمی که این واقعیت را نادیده میگیرد، گردش کارهایی را که آژانس نمیتواند از دست دهد، مختل میکند. عوامل هوش مصنوعی برای آژانسهای مراقبت بهداشت خانگی که در تماس با واقعیت باقی میمانند، آنهایی هستند که با روشی مستقر میشوند که به مرزهای EMR، کف قانونی و ریتمهای عملیاتی کارکنان بالینی که نمیتوانند اختلال در گردش کار را در طول یک پنجره نظرسنجی تحمل کنند، احترام میگذارد.
پیش از دست زدن به هر نرمافزاری، با ارزیابی عملیاتی آغاز کنید
این روش پیش از ارزیابی هر فروشندهای شروع میشود. تیم رهبری آژانس باید وضعیت فعلی را به طور صادقانه در پذیرش، برنامهریزی، OASIS، صورتحساب، انطباق و گزارشدهی کیفیت ترسیم کند. نه نسخهای که در راهنمای سیاستها وجود دارد، بلکه گردش کار واقعی که کارکنان هر روز انجام میدهند، از جمله راهحلهای موقت.
یک ارزیابی عملیاتی ساختاریافته، شکاف بین فرآیند مستند و فرآیند تجربه شده را آشکار میکند. ممکن است پذیرش به عنوان یک گردش کار همان روز مستند شده باشد، اما در واقع به دلیل انباشت مراجعات آخر هفته، در روزهای دوشنبه چهل و هشت ساعت عقب باشد. برنامهریزی ممکن است به صورت متمرکز مستند شده باشد، اما در واقع از طریق سه هماهنگکننده منطقهای اجرا میشود که هر یک منطق خاص خود را دارند. بررسی OASIS ممکن است به صورت صد در صد پیش از ارسال مستند شده باشد، اما در واقع فقط مواردی را که مدیر بالینی به خاطر میآورد، پوشش میدهد.
این ارزیابی همچنین هزینه پشتیبانی هر عملکرد را به دلار و ساعات FTE اندازهگیری میکند. این به عنوان خط پایه برای اندازهگیری تأثیر عامل و بودجه استقرار تبدیل میشود. یک آژانس که سالانه سیصد هزار دلار برای نیروی کار پشتیبانی در پذیرش و صورتحساب هزینه میکند، اقتصاد استقرار متفاوتی نسبت به آژانسی دارد که نهصد هزار دلار هزینه میکند.
نادیده گرفتن این مرحله، رایجترین دلیل شکست استقرارها است. آژانس عامل اشتباه را برای مشکل اشتباهی میخرد و شش ماه بعد متوجه میشود که گلوگاه در جای دیگری بوده است.
این ارزیابی همچنین وابستگیهای متقابل بین عملکردهایی را که رهبری آژانس به ندرت به وضوح میبیند، آشکار میکند. تأخیر در پذیرش منجر به شروع دیرهنگام مراقبت میشود که جریمههای صورتحساب را تحت جدول زمانی NOA به همراه دارد. خطاهای برنامهریزی منجر به بازدیدهای از دست رفته میشود که معیارهای کیفیت OASIS را کاهش میدهد. رد شدن صورتحسابها به شکافهای کدگذاری OASIS برمیگردد که به آموزش بالینی مرتبط است. این روش این ارتباطات را پیش از آغاز طراحی هر عاملی آشکار میکند تا استقرار به جای علائم، به زنجیره واقعی علت بپردازد.
یک ارزیابی عملیاتی مفید در طول دو تا سه هفته با مصاحبههای ساختاریافته با کارکنان پذیرش، برنامهریزان، هماهنگکنندگان OASIS، صورتحسابنویسان و مدیران بالینی، همراه با کشیدن دادهها از EMR و مرکز تسویه حساب در دوازده ماه گذشته انجام میشود. دستاورد تولید شده، یک سند پایه است که معیارهایی را که استقرار تغییر خواهد داد و حالتهای شکست را که برطرف خواهد کرد، تعریف میکند و توسط رهبران عملیاتی و بالینی پیش از انتخاب هر فروشندهای امضا میشود.
پیش از انتخاب عاملها، سطح ادغام EMR را ترسیم کنید
HCHB یک سطح ادغام محدود را نمایش میدهد. MatrixCare خودش را دارد. Axxess دیگری دارد. هیچ یک از این EMRها از عوامل شخص ثالث دلخواه که در پایگاه دادههای آنها مینویسند، استقبال نمیکنند. هر استقراری که دسترسی نوشتن عمیق به EMR را فرض کند، در بررسی امنیتی فروشنده شکست خواهد خورد یا در ارتقاء بعدی EMR دچار مشکل خواهد شد.
این متدولوژی نیاز به نقشهبرداری سطح ادغام واقعی موجود پیش از تصمیمگیری در مورد کاری که عاملها انجام خواهند داد، دارد. این به معنای شناسایی APIهای خواندنی، APIهای نوشتنی، برنامههای صادراتی، دراپهای SFTP و نقاط تماس انسانی در حلقه است که فروشنده EMR از آنها پشتیبانی میکند.
برای اکثر EMRهای مراقبت بهداشت خانگی، سطح واقعبینانه شامل استخراج دادههای ارجاع، صادرات برنامهریزی، صادرات دادههای OASIS، صادرات دادههای ادعاها، و یک سطح نوشتنی محدود برای وظایف، یادداشتها و فیلدهای ساختاریافته است. برخی EMRها ادغام عمیقتری را از طریق برنامههای شریک فراهم میکنند، اما این برنامهها با حکمرانی فروشنده ارائه میشوند که آژانس باید آن را بپذیرد.
عاملها باید به گونهای طراحی شوند که در این سطح عمل کنند. یک عامل بازبینی OASIS که ارزیابیهای صادر شده را میخواند، مسائل را شناسایی میکند و یافتهها را به یک صف وظایف درون EMR ارسال میکند، واقعبینانه است. یک عامل بازبینی OASIS که پاسخهای بالینی را مستقیماً بازنویسی میکند، واقعبینانه نیست و حتی اگر از نظر فنی ممکن باشد، به دلیل پیامدهای یکپارچگی مستندات، بیملاحظه خواهد بود.
نقشه واضح سطح ادغام از وعدههای بیش از حد استقرار جلوگیری میکند. همچنین معدود ادغامهایی را که ارزش پیگیری از طریق برنامه شریک فروشنده EMR را دارند، به جای راهحلهای شکننده، شناسایی میکند.
نقشه سطح ادغام همچنین مواردی را آشکار میکند که یک سیستم مجاور EMR متفاوت، مکان مناسبی برای میزبانی عامل است. یک عامل صورتحساب که در برابر کارگزاری تسویه حساب عمل میکند، به جای EMR، اکثر مسائل ادغام EMR را دور میزند و نزدیکتر به دادههایی که عامل واقعاً به آنها نیاز دارد، عمل میکند. یک بهینهساز برنامهریزی که خروجی برنامه EMR را میخواند، بهینهسازی خود را انجام میدهد و تغییرات پیشنهادی را از طریق صف وظایف EMR بازمیگرداند، از ادغام عمیقی که فروشندگان EMR در برابر آن مقاومت میکنند، جلوگیری میکند.
این الگو، که عامل در لایهای مجاور EMR به جای داخل آن عمل میکند، انتخاب معماریای است که به استقرار اجازه میدهد تا از ارتقاءهای EMR، تغییرات سیاست فروشنده و تغییرات طبیعی که در هر ادغام شخص ثالث در طول زمان رخ میدهد، جان سالم به در ببرد.
کف قانونی را به عنوان یک مرز سخت ایجاد کنید
مراقبتهای بهداشت خانگی در سطح فدرال، ایالتی و پرداختکننده تنظیم میشوند. عوامل باید در چارچوب شرایط شرکت، الزامات بررسی state، قوانین مستندسازی Medicare و Medicaid، HIPAA، مقررات مسدودسازی اطلاعات قانون 21st Century Cures و الزامات خاص پرداختکننده که بر اساس قرارداد متفاوت است، عمل کنند.
این متدولوژی انطباق قانونی را به عنوان یک مرز سخت، و نه یک ویژگی، در نظر میگیرد. عوامل به کارکنان بالینی برای پاسخهای با بازپرداخت بالاتر آموزش نمیدهند. آنها مستندات بالینی خودکار تولید نمیکنند که جایگزین قضاوت بالینی شود. آنها الزامات امضای پزشک را دور نمیزنند. آنها PHI را به سیستمهایی که فاقد BAAهای مناسب هستند، منتقل نمیکنند.
این سختگیرانهتر از آن چیزی است که مواد بازاریابی اکثر فروشندگان هوش مصنوعی لازم میدانند. این محدودیت هدف است. یک آژانس که عاملی را مستقر میکند که روایت بالینی خودکار تولید میکند، در طی بررسی یا حسابرسی بعدی با سؤالاتی مواجه میشود که نمیتواند به خوبی به آنها پاسخ دهد. یک آژانس که عاملی را مستقر میکند که ناهماهنگیها را برای بررسی توسط بالینی به سطح میآورد و فقط در چارچوب وظایف صریح تأیید شده توسط بالینی عمل میکند، به راحتی دفاع میکند.
کف قانونی همچنین نیاز به ردیابی ممیزی را تعریف میکند. هر اقدام عامل باید ثبت، قابل انتساب و قابل بازتولید باشد. مدیر بالینی باید بتواند به این سؤال پاسخ دهد که چه کسی هر تغییری را در سوابق بیمار مجاز کرده است، و پاسخ نمیتواند یک مدل هوش مصنوعی جعبه سیاه باشد. این متدولوژی مستلزم آن است که هر اقدام عامل به یک مجوز کاربر خاص یا یک سیاست آژانس مستند قابل ردیابی باشد.
استقرار را با توجه به تحمل ریسک عملیاتی توالیبندی کنید
همه عملکردهای پشتیبانی بهداشت خانگی، تحمل یکسانی از خودمختاری عامل را ندارند. این روش، مراحل استقرار را بر اساس ریسک عملیاتی، از عملکردهای کمریسک شروع میکند و با کسب اعتماد، به سمت موارد پرریسکتر حرکت میکند.
پیگیری صورتحساب برای مطالبات قدیمی، دارای ریسک کمی است. عامل، ردها را رسیدگی میکند، درخواستهای تجدید نظر را تنظیم میکند و موارد خاص را برای بررسی انسانی به سطح میآورد. یک اشتباه، منجر به تعویق در ادعا میشود، نه یک حادثه بالینی. اکثر استقرارهای موفق از اینجا شروع میشوند، زیرا ROI در ماه اول به صورت دلاری قابل اندازهگیری است و حالتهای شکست قابل جبران هستند.
غربالگری پذیرش، دارای ریسک متوسط است. عامل، ارجاعات را میخواند، صلاحیت را بررسی میکند، در برابر ظرفیت امتیازدهی میکند و بسته SOC را آماده میکند، اما هماهنگکننده پذیرش انسانی، مورد را پیش از SOC تأیید میکند. خطاها در دروازه انسانی گرفته میشوند.
بازبینی پیش از ارسال OASIS، دارای ریسک متوسط تا بالا است زیرا ارزیابی، بازپرداخت و نتایج کیفیت را تعیین میکند. عامل، ناهماهنگیها را پرچمگذاری میکند و کمبود مستندات را به سطح میآورد، اما پاسخهای بالینی را تغییر نمیدهد. بالینی، مالکیت کامل ارزیابی را حفظ میکند.
برنامهریزی از نظر عملیاتی دارای ریسک بالا است زیرا یک برنامه بد، منجر به از دست رفتن بازدیدها، خستگی بالینی و شکایت بیماران میشود. استقرار در این بخش معمولاً با توصیه شروع میشود تا اجرا. عامل، برنامه را پیشنهاد میدهد، سرپرست برنامهریزی تأیید میکند، و تنها پس از چندین ماه کیفیت اثبات شده، آژانس به سمت برنامهریزی اجرا شده توسط عامل با جایگزینی انسانی حرکت میکند.
نظارت بر انطباق، دارای ریسک متوسط است. عامل، جدول زمانی شرایط شرکت را مشاهده میکند و اقدام را تحریک میکند، اما به صورت یکجانبه عمل نمیکند. تطابق مراقب برای خطوط غیرپزشکی میتواند سریعتر حرکت کند زیرا بار قانونی آن کمتر است، اما رضایت مشتری و مراقب باید به دقت ردیابی شود.
این توالیبندی از غلبه استقرار بر ظرفیت سازمان برای حاکمیت بر عاملها جلوگیری میکند. یک آژانس که هشت عامل را در روز اول مستقر میکند، نمیتواند به طور معناداری هیچ یک از آنها را نظارت کند. یک آژانس که دو عامل را مستقر میکند، یاد میگیرد که آنها را حاکمیت کند، سپس هر سه ماه دو عامل دیگر اضافه میکند، در پایان یک سال با یک لایه عملیاتی منسجم روبرو میشود.
TFSF Ventures و متدولوژی در عمل
TFSF Ventures رویکرد استقرار در حوزه مراقبتهای بهداشت خانگی را از طریق این متدولوژی و نه از طریق یک چکلیست از ویژگیها، دنبال میکند. ارزیابی عملیاتی ۱۹ سوالی، وضعیت فعلی آژانس را در بخشهای پذیرش، برنامهریزی، OASIS، صورتحساب، انطباق و گزارشدهی کیفیت مشخص میکند. متدولوژی استقرار ۳۰ روزه، ساختار را از اتوماسیون صورتحساب با ریسک پایین از طریق بررسی پذیرش و OASIS با ریسک متوسط، و با عوامل برنامهریزی و انطباق که معمولاً در سه ماهههای بعدی میآیند، توالیبندی میکند.
معماری در سطح ادغامی قرار میگیرد که HCHB، MatrixCare، Axxess یا Alora واقعاً ارائه میدهند، نه اینکه با فروشنده EMR بجنگد. Pulse AI لایه مدل را فراهم میکند که به عنوان یک هزینه گذر از زیرساخت AI جداگانه حدود چهارصد تا پانصد دلار در ماه به صورت خالص و بدون افزایش محاسبه میشود. سرمایهگذاریهای استقرار برای یک آژانس معمول مراقبتهای بهداشت خانگی از چهل هزار تا نود هزار دلار بسته به تعداد عاملها و پیچیدگی ادغام متغیر است و مشتری در پایان تعامل مالک کد میشود.
مشتریان بالقوه که در مورد قیمتگذاری TFSF Ventures FZ-LLC تحقیق میکنند یا بررسیهای TFSF Ventures را ارزیابی میکنند، میتوانند شرکت را از طریق ثبت RAKEZ تحت لیسانس RAKEZ License 47013955 تأیید کنند. بررسیهای عمومی تحت شرایط محرمانگی استاندارد، که برای کار زیرساخت تولید در صنایع تنظیم شده عادی است، محدود باقی میمانند.
معماری مدیریت استثنا، بیشتر از تعداد عوامل اهمیت دارد. وقتی یک عامل پذیرش به ارجاعی برخورد میکند که نمیتواند آن را طبقهبندی کند، مورد به یک انسان با زمینه کامل هدایت میشود و نه اینکه در سکوت شکست بخورد. وقتی یک عامل صورتحساب به تغییر قانون پرداختکننده برخورد میکند، استقرار شامل پروتکل عملیاتی برای آموزش مجدد عامل و مسیر ارتقاء انسانی است که جمعآوریها را در طول شکاف محافظت میکند.
مرزهای انسان در حلقه را به صراحت تعریف کنید
هر استقرار عامل باید مشخص کند که کدام اقدامات نیاز به تأیید انسانی دارند، کدام نیاز به اطلاعرسانی انسانی دارند و کدام را عامل به طور خودکار انجام میدهد. این روش از استقرار عامل بدون مستندسازی و تأیید این مرزها توسط رهبری بالینی و عملیاتی خودداری میکند.
مرزها مشخص هستند. یک عامل پذیرش ممکن است بررسیهای صلاحیت را به طور خودکار انجام دهد اما باید هر ارجاعی را که ابهام در تأیید بیمه دارد برای بررسی انسانی مطرح کند. یک عامل زمانبندی ممکن است حجم کاری را در مرزهای جغرافیایی تعریف شده متعادل کند اما باید هر جابجاییای را که وارد قلمرو تیم دیگری میشود، تشدید کند. یک عامل صورتحساب ممکن است درخواستهای استاندارد را از یک کتابخانه الگو ثبت کند اما باید هر مجوز همتا به همتایی را به یک بازبین بالینی ارتقا دهد.
این مرزها ثابت نیستند. همانطور که آژانس و تیم استقرار به عملکرد عامل اعتماد میکنند، مرزها گسترش مییابند. یک عامل زمانبندی که ۹۵ درصد پذیرش پیشنهادات خود را در طول شش ماه نشان میدهد ممکن است از توصیه به اجرا با بررسی روزانه استثناها توسط انسان منتقل شود. این پیشرفت مستند، عمدی و قابل برگشت است.
این روش همچنین مسیرهای تشدید را مشخص میکند. عاملی که با یک وضعیت ناشناخته روبرو میشود، حدس نمیزند. مورد را به یک انسان مشخص با زمینه کامل، اقدامات پیشنهادی و یک مهلت زمانی ارجاع میدهد. نتیجهگیری انسانی به دادههای آموزشی عامل باز میگردد، اما خود مورد توسط انسان رسیدگی میشود تا زمانی که الگو در چندین مورد تأیید شود.
این روش همچنین مواردی را که مرزهای انسان در حلقه در میانه استقرار تغییر میکنند، در نظر میگیرد. یک قرارداد پرداختکننده جدید، الزاماتی را معرفی میکند که عامل ندیده است. یک به روز رسانی نظارتی، قانون مستندسازی را تغییر میدهد. یک تغییر در رهبری بالینی، تحمل ریسک آژانس را تغییر میدهد. مرزهای مستند شده در زمان استقرار باید در فواصل زمانی مشخص بازبینی شوند و پروتکل بازنگری آنها باید پیش از فعال شدن هر عاملی وجود داشته باشد.
مرزهای انسان در حلقه همچنین حلقه بازخورد دادههای آموزشی را تعریف میکنند. هنگامی که یک انسان توصیه عامل را لغو میکند، لغو با دلیل ثبت میشود. هنگامی که یک انسان عملیات عاملی را تأیید میکند که اشتباه از آب در میآید، مورد برای بررسی گذشتهنگر ثبت میشود. عوامل تنها به این دلیل در طول زمان بهبود مییابند که حلقه بازخورد انسانی به طور عمدی ساختار یافته است، نه به این دلیل که مدل زیربنایی توسط فروشنده به روز میشود.
پیش از راهاندازی، مسیر ممیزی را ایجاد کنید
هر اقدام عامل با یک مهر زمانی، دادههای ورودی، اقدام انجام شده، انسانی که در صورت لزوم اقدام را مجاز کرده است و نتیجه، ثبت میشود. مسیر ممیزی، دفاع آژانس در بازرسیها، حسابرسیها و دعاوی قضایی است و نمیتوان آن را به صورت گذشتهنگر اضافه کرد.
این متدولوژی زیرساخت مسیر ممیزی را پیش از فعال شدن هر عاملی الزامی میکند. این یک چکباکس کوچک نیست. مسئول انطباق و مدیر بالینی آژانس باید بتوانند گزارش ممیزی را جستجو کنند و به سؤالاتی مانند اینکه کدام بیماران در سه ماهه گذشته برنامههایشان توسط یک عامل تغییر یافته است، مبنای هر تغییر چه بوده است و چه کسی هر تغییری را که خارج از پارامترهای استاندارد عامل بوده است، تأیید کرده است، پاسخ دهند.
اکثر ابزارهای هوش مصنوعی آماده، این نیاز را برآورده نمیکنند. آنها به اندازهای ثبت میکنند که نیازهای رفع اشکال فروشنده را برآورده سازند، نه به اندازهای که یک حسابرس Medicare را راضی کند. آژانس که بدون تأیید قابلیت ممیزی مستقر میشود، این شکاف را زمانی کشف میکند که دیگر خیلی دیر است، معمولاً در اولین بازرسی پس از استقرار.
مسیر ممیزی همچنین فرآیند QAPI را تغذیه میکند. الگوها در تشدید عامل، مدیریت استثنائات و تصمیمات لغو انسانی، فعالیتهای بهبود کیفیت را اطلاعرسانی میکنند. عاملی که به طور مداوم نوع خاصی از ناهماهنگی OASIS را پرچمگذاری میکند، به یک شکاف آموزشی برای بالینیگر اشاره دارد. عاملی که به طور مداوم نوع خاصی از رد را برای بررسی انسانی هدایت میکند، به یک مشکل قرارداد پرداختکننده اشاره دارد. بدون مسیر ممیزی، این الگوها نامرئی میمانند.
تداوم گردش کار را تحت شرایط واقعی شکست آزمایش کنید
پیش از اینکه هر عاملی از مرحله آزمایشی وارد تولید شود، متدولوژی استقرار نیاز به آزمایش تحت شرایط واقعی شکست را دارد. چه اتفاقی میافتد زمانی که EMR برای نگهداری از دسترس خارج است؟ چه اتفاقی میافتد زمانی که یک پورتال پرداختکننده پاسخی غیرمنتظره برمیگرداند؟ چه اتفاقی میافتد زمانی که مدل زیربنایی عامل در دسترس نیست؟ چه اتفاقی میافتد زمانی که عامل تصمیمی بگیرد که با یک سیاست آژانس که اخیراً تغییر کرده است، در تضاد باشد؟
پاسخها نمیتوانند صرفاً نظری باشند. این روش مستلزم اجرای عامل در سناریوهای شکست مستند شده با حضور تیم عملیاتی است، مشاهده رفتار واقعی و تأیید اینکه حالتهای شکست بدون آسیب بالینی یا مالی قابل بازیابی هستند.
اینجاست که اکثر آزمایشیهای فروشندگان هوش مصنوعی نتوانستهاند وارد تولید شوند. آزمایش، عملکرد مسیر موفق را در شرایط کنترل شده نشان میدهد و سناریوهای شکست را نادیده میگیرد. آژانس قراردادی را امضا میکند، عامل فعال میشود، و اولین شکست واقعی منجر به از دست رفتن ویزیت، رد شدن ادعا یا نقص در بازرسی میشود. این روش از پذیرش این نتیجه با آشکار کردن شکستها در مرحله پیش از تولید به جای پس از استقرار، خودداری میکند.
تست تداوم گردش کار همچنین پروتکلهای عملیاتی را اطلاعرسانی میکند. مدیر بالینی باید بداند که چگونه در طول خرابی عامل عمل کند. هماهنگکننده پذیرش باید بداند که کدام ارجاعات را به صورت دستی اولویتبندی کند اگر عامل پذیرش آفلاین باشد. سرپرست صورتحساب باید بداند که چگونه آهنگ ارسال ادعا را حفظ کند اگر عامل صورتحساب در دسترس نباشد. این پروتکلها بخشی از استقرار هستند، نه یک فکر بعدی.
عوامل را به عنوان یک عملکرد مداوم مدیریت کنید
یک استقرار موفق با یک رویداد راهاندازی پایان نمییابد، بلکه با یک عملکرد حاکمیتی که به طور مداوم عمل میکند، همراه است. این روش آژانس را ملزم میکند که یک مالک عملیاتی برای هر عامل، یک بازبین بالینی یا انطباق برای تصمیمات każdego عامل، و یک چرخه بازبینی منظم برای عملکرد، استثناها و همسوئی با سیاستها تعیین کند.
این سنگین نیست. برای اکثر آژانسها، عملکرد حاکمیتی پس از تثبیت استقرار، تنها چند ساعت در هفته از زمان رهبری عملیاتی و بالینی را مصرف میکند. اما نمیتواند صفر باشد. یک عامل بدون حاکمیت منحرف میشود. قوانین پرداختکننده تغییر میکنند، راهنماییهای نظارتی تکامل مییابند، سیاستهای خود آژانس به روز میشوند، و عاملی که شش ماه پیش صحیح بود، امروز اگر کسی آن را نظارت نکند، نادرست است.
چرخه حاکمیتی، الگوهای استثنا، ناهنجاریهای مسیر ممیزی، عملکرد در برابر معیارهای پایه و همسوئی با سیاستهای فعلی آژانس را بررسی میکند. این چرخه منجر به تصمیمگیری در مورد گسترش مرزها، اولویتهای آموزش مجدد و بازنشستگی عملکردهای عاملی میشود که دیگر ارزش افزوده ندارند. عاملها زیرساخت هستند و زیرساخت نیاز به نگهداری دارد.
آژانسهایی که با این نظم استقرار مییابند، متوجه میشوند که عاملهایشان در طول زمان با جمعآوری زمینه نهادی، ارزشمندتر میشوند. آژانسهایی که بدون حاکمیت استقرار مییابند، متوجه میشوند که عاملهایشان در عرض یک یا دو سال با انباشت انحراف و فرسایش اعتماد، به مسئولیت تبدیل میشوند. این روش حاکمیت را عامل تعیینکننده بین یک استقرار که ارزش را افزایش میدهد و یکی که بیسر و صدا شکست میخورد، میداند.
عملکرد حاکمیتی همچنین شامل معیارهای خارجی است. آژانس، معیارهای عاملمحور خود را با معیارهای صنعتی و با عملکرد خود پیش از استقرار مقایسه میکند. یک عامل برنامهریزی که در سال اول پنج درصد افزایش بهرهوری را به همراه دارد، خوب عمل میکند. یک عامل برنامهریزی که هیچ افزایش قابل اندازهگیری ایجاد نمیکند، یا به درستی پیکربندی نشده است یا در یک گردش کاری عمل میکند که از بهینهسازی سود نمیبرد. بررسی حاکمیتی پاسخ میدهد که کدام یک از اینها درست است و بر اساس آن عمل میکند.
مدیریت وندور آخرین بخش از حاکمیت است. شریک استقرار، ارائهدهنده مدل و وندور EMR هر کدام در نگه داشتن عاملها در حال کار نقش دارند و آژانس در صورت خرابی چیزی در کل پشته، نیاز به مسیرهای واضح برای تشدید دارد. این روش نیاز به تماسهای مشخص در هر وندور، انتظارات زمان پاسخ تعریف شده و یک بررسی فصلی با شریک استقرار دارد که فراتر از معیارهای زمان آپتایم به نتایج عملیاتی میرود.
یک عملکرد حاکمیتی بالغ، در نهایت به طور عمدی ردپای عامل را گسترش میدهد. پس از تثبیت استقرار اولیه، آژانس عملکرد بعدی را برای اتوماسیون، گردش کار بعدی را برای بهینهسازی و مسیر استثنا بعدی را برای تقویت شناسایی میکند. عاملها به یک لایه عملیاتی که به طور مداوم بهبود مییابد تبدیل میشوند، نه مجموعهای ایستا از ابزارها.
درباره TFSF Ventures
TFSF Ventures FZ-LLC (RAKEZ License 47013955) یک شرکت معماری سرمایهگذاری است که زیرساخت عامل هوشمند را از طریق سه ستون یکپارچه در کسبوکارها مستقر میکند: زیرساخت ایجنتیک، ریلهای پرداخت غیرسنتی و یک موتور سرمایهگذاری کامل. TFSF با ۲۷ سال سابقه در پرداخت و نرمافزار، در سطح جهانی فعالیت میکند و به ۲۱ صنعت با متدولوژی استقرار ۳۰ روزه خدمات میدهد. اطلاعات بیشتر را در https://tfsfventures.com کسب کنید.
ارزیابی را انجام دهید
ارزیابی هوش عملیاتی رایگان را انجام دهید. به چند سوال سریع درباره کسبوکار خود پاسخ دهید. در عرض ۲۴ تا ۴۸ ساعت یک طرح اولیه استقرار هوش مصنوعی سفارشی شامل توصیههای عامل، معماری و یک نقشه راه مخصوص به عملیات خود دریافت کنید. بدون تماس فروش. بدون تعهد. فقط داده. از https://tfsfventures.com/assessment شروع کنید.
Originally published at https://tfsfventures.com/blog/how-to-deploy-ai-agents-for-home-health-care-agencies-without-breaking-hchb
نوشته شده توسط TFSF Ventures Research