چرا عوامل هوش مصنوعی برای آژانسهای مراقبتهای بهداشتی خانگی از روز اول نیاز به مدیریت استثنائات برای گواهی مجدد، بستری شدن در بیمارستان و عدم حضور مراقب دارند؟
چرا عوامل هوش مصنوعی برای آژانسهای مراقبتهای بهداشتی خانگی از روز اول نیاز به مدیریت استثناها برای گواهی مجدد، بستری شدن در بیمارستان و عدم حضور مراقب دارند.

آژانس مراقبتهای بهداشتی خانگی که عوامل را برای مسیر عادی مستقر میکند و مسیر استثنا را نادیده میگیرد، ظرف نود روز متوجه میشود که استثنائات، کار اصلی هستند. گواهی مجدد با دستورات پزشک قدیمی میرسد. بستری شدن در بیمارستان، اپیزودها را در میانه راه قطع میکند. عدم حضور مراقبین منجر به بازدیدهای از دست رفته، مطالبات رد شده و تماسهای شکایتآمیز پیش از پایان صبح میشود. هر استقرار عوامل هوش مصنوعی برای آژانسهای مراقبتهای بهداشتی خانگی که مدیریت استثنائات را به عنوان یک بهبود فاز دو در نظر بگیرد، در سهماههی اول شکست خواهد خورد، زیرا استثنائات در مراقبتهای بهداشتی خانگی موارد حاشیهای نیستند؛ بلکه ریتم عملیاتی را تشکیل میدهند. طراحی آنها از روز اول تفاوت بین یک لایهی عامل قابل اعتماد برای آژانس و یک لایهی عامل است که مدیر بالینی به آرامی استفاده از آن را متوقف میکند.
اذعان به اینکه مسیر عادی اقلیت روز عملیاتی است
اولین اصل طراحی مدیریت استثنائات، تشخیص این موضوع است که مسیر عادی چقدر به ندرت به طور کامل و بدون مشکل اجرا میشود. یک ویزیت برنامهریزی شده که به موقع، با بالینگر تعیین شده، در مدت زمان برنامهریزی شده، و با تولید یک OASIS کامل یا ارسال گزارش و ادعای بدون نقص انجام میشود، شاید پنجاه تا شصت درصد از رویدادهای یک روز معین را تشکیل دهد.
بقیه موارد نوعی از استثنا هستند. بالینگر در ویزیت قبلی تأخیر دارد. بیمار به دلیل نوبت بیمارستان لغو میکند. کمکبهیار خانگی نمیتواند جای پارک پیدا کند. OASIS قفل میشود اما یک ناهماهنگی را نشان میدهد. ادعا با دلیلی برای رد شدن باز میگردد که نیاز به ورودی بالینگر دارد. هر یک از این موارد از این نظر که هر روز اتفاق میافتد، روتین است و هر یک هر عاملی را که فقط برای مسیر عادی طراحی شده بود، از مسیر خود خارج میکند.
روششناسی ایجاب میکند که تیم استقرار، فاز اول طراحی را به ترسیم توزیع واقعی استثناها از دادههای تاریخی اختصاص دهد. نه آنچه که پرسنل به خاطر میآورند، بلکه آنچه EMR، گزارش زمانبندی و دادههای ادعا نشان میدهند که واقعاً اتفاق افتاده است. خروجی یک طبقهبندی استثناها است که طراحی عامل را هدایت میکند، نه یک چکلیست ویژگیها که انتخاب فروشنده را هدایت کند.
این فاز اغلب رهبری عملیاتی را شگفتزده میکند. مدیر بالینی که معتقد بود ویزیتهای از دست رفته گاه و بیگاه هستند، متوجه میشود که آنها در پانزده درصد از رویدادهای برنامهریزی شده اتفاق میافتد. حسابداری که معتقد بود رد شدن مطالبات مشکل کوچکی است، متوجه میشود که سی درصد از مطالبات قبل از ثبت، به نوعی ویرایش برخورد میکنند. دادههای استثنائات، واقعیتی است که عوامل باید در آن عمل کنند.
طبقهبندی استثناها باید شامل طبقهبندی شدت باشد. ورود دیرهنگام به کار به مدت ده دقیقه با یک ویزیت از دست رفته یکسان نیست. یک ادعا که برای یک ویرایش جزئی علامتگذاری شده با رد شدنی که نیاز به بازبینی همکار به همکار دارد، یکسان نیست. لایهی عامل باید شدت را به طور خودکار تشخیص دهد و بر اساس آن مسیر را هدایت کند، زیرا ترکیب استثنائات روتین با شدت پایین با استثنائات بالینی با شدت بالا، مسیر تشدید انسانی را ظرف چند روز پس از شروع به کار، تحت تأثیر قرار میدهد.
این طبقهبندی همچنین باید استثنائات مرکب را نیز شامل شود، جایی که یک رویداد واحد منجر به چندین پیامد پاییندستی میشود. بستری شدن در بیمارستان مثال نمونهای از این موارد است: این امر منجر به یک ویزیت از دست رفته، یک استثنا در صورتحساب، یک نیاز احتمالی به انتقال OASIS، و بازبینی برنامهی مراقبت میشود، همه از یک رویداد اصلی. عامل باید ماهیت مرکب این موارد را تشخیص دهد و پاسخ را در سراسر عملکردهای تحت تأثیر هماهنگ کند، نه اینکه هر پیامد پاییندستی را به عنوان یک استثنای مستقل در نظر بگیرد.
طراحی گردش کار گواهی مجدد قبل از طراحی گردش کار اپیزود اولیه
گواهی مجدد استثنائات بیشتری نسبت به پذیرشهای اولیه ایجاد میکند زیرا وضعیت بیمار در شصت روز فرصت تغییر داشته و مستندات در شصت روز فرصت انحراف داشته است. بیماری که برای پرستاری ماهر هنگام پذیرش گواهی شده ممکن است پایدار شده و دیگر با معیارها مطابقت نداشته باشد. بیماری که برای درمان گواهی شده ممکن است نیازهای بالینی جدیدی داشته باشد که پیشبینی نشده بود. الزامات ملاقات حضوری، به موقع بودن دستور، و کامل بودن ارزیابی، همگی مسیرهای استثنائی را ایجاد میکنند که گردش کار اپیزود اولیه آنها را درگیر نمیکند.
روششناسی ایجاب میکند که استقرار، ابتدا گردش کار گواهی مجدد را طراحی کند، زیرا اگر عوامل گواهی مجدد را به طور تمیز مدیریت کنند، اپیزودهای اولیه را به راحتی مدیریت میکنند. عامل گواهی مجدد، اپیزود قبلی، روایت اخیر، ارزیابی گواهی مجدد برنامهریزی شده، و وضعیت سفارش را میخواند، سپس یک وضعیت پرونده را تولید میکند که مدیر بالینی قبل از ویزیت ارزیابی آن را بررسی میکند. موارد حاشیهای که گردش کار اپیزود اولیه به ندرت با آنها مواجه میشود، در اینجا به عنوان الگوی استاندارد ظاهر میشوند.
گردش کار گواهی مجدد همچنین مسیرهای افزایش استثنا را تمرین می کند. هنگامی که عامل با بیماری مواجه می شود که به نظر می رسد زیر معیارهای ماهر تثبیت شده، پرونده باید به یک بازبین بالینی برای برنامه ریزی ترخیص ارتقا یابد، نه اینکه به طور خودکار به سمت گواهی مداوم هدایت شود. هنگامی که مستندات حضوری از دست رفته و زمان کم است، عامل باید مهلت را نشان دهد نه اینکه گواهی مجدد را ثبت کند و استثنائات صورتحساب پایین دستی ایجاد کند.
طراحی برای گواهی مجدد اولویت را در ترتیب استقرار به هم میزند. اکثر فروشندگان با پذیرش و SOC (شروع مراقبت) شروع میکنند، زیرا نمایشها تمیزتر هستند. این روش اصرار دارد که با گواهی مجدد شروع شود زیرا گفتگوی طراحی استثنا را زودتر، زمانی که معماری هنوز انعطافپذیر است، اجبار میکند.
بستری شدن در بیمارستان را به عنوان یک انتقال حالت در نظر بگیرید، نه یک مورد حاشیهای.
هنگامی که یک بیمار مراقبتهای خانگی در بیمارستان بستری میشود، اپیزود به طور تمیز متوقف نمیشود. بالینگر درگیر در پرونده، ساعتها یا روزها بعد متوجه میشود. ویزیتهای برنامهریزی شده بین پذیرش و اطلاعرسانی به اشتباه صورتحساب میشوند. ارزیابی انتقال OASIS ممکن است بسته به مدت بستری و وضعیت ترخیص، لازم باشد یا نباشد. برنامه مراقبت باید پس از بازگشت بیمار به خانه، اغلب با داروهای جدید و تشخیصهای جدید، بازنگری شود.
این روش، بستری شدن در بیمارستان را به عنوان یک انتقال وضعیت درجه اول در نظر میگیرد که لایهی عامل باید آن را تشخیص دهد، طبقهبندی کند و بر اساس آن عمل کند. تشخیص از ترکیبی از پاسخهای واجد شرایط بودن پرداختکننده، فیدهای ترخیص بیمارستان در صورت موجود بودن، تماسهای مراقب خانگی که توسط عوامل صوتی دریافت شدهاند، و شناسایی الگوها در ویزیتهای برنامهریزی شدهای که از دست رفتهاند، حاصل میشود. هرچه تشخیص زودتر باشد، پاکسازی کمتر است.
(طبقهبندی) از این جهت حائز اهمیت است که قوانین متفاوت هستند. بیماری که برای یک عمل برنامهریزی شده با ترخیص در همان روز بستری شده، با بیماری که با سکته مغزی و پنج روز بستری شده، متفاوت رفتار میشود. عامل سیگنالهای موجود را میخواند، یک طبقهبندی اولیه انجام میدهد و به مسیر استثنای مناسب هدایت میکند: وقفه کوتاه، انتقال با از سرگیری متعاقب، یا انتقال با اپیزود جدید متعاقب.
«اقدام» به معنای پاکسازی مسیر عملیاتی و مالی است. عامل، بازدیدهای متاثر را برای بررسی صورتحساب علامتگذاری میکند، ارسال OASIS را تا زمانی که رهبری بالینی وضعیت انتقال را تأیید کند متوقف میکند، و گردش کار ازسرگیری مراقبت یا اپیزود جدید را برای بازگشت بیمار به خانه آماده میکند. اینجا جایی است که مدیریت استثناها بودجه خود را به دست میآورد؛ هزینه پاکسازی دستی یک بستری شدن از دست رفته، در دهها بیمار در ماه در یک آژانس متوسط، قابل توجه است.
عامل به طور یکجانبه بر روی سیگنالهای بستری شدن عمل نمیکند. بلکه آن را شناسایی، آماده و مسیردهی میکند. مدیر بالینی انتقال را تأیید کرده و سلسله اقدامات عملیاتی را مجاز میداند. ردیابی حسابرسی در اینجا حیاتی است زیرا ناظر در مورد مدیریت بستری شدن سوال خواهد کرد و آژانس باید یک پرونده منسجم ارائه دهد.
مدیریت عدم حضور مراقب را از روز اول در عامل برنامهریزی تعبیه کنید.
عدم حضور مراقب در مراقبتهای خانگی غیرپزشکی یا عدم حضور بالینگر در مراقبتهای خانگی ماهر، هر دو پیامدهای عملیاتی فوری در پی دارند. بیمار منتظر است. خانواده تماس میگیرد. آژانس باید ویزیت را با یک جایگزین واجد شرایط پر کند، با بیمار تماس بگیرد و تغییر را در حالی که ویزیت اصلی هنوز روی کاغذ در حال انجام است، مستند سازد.
طراحی عامل زمانبندی بدون مدیریت عدم حضور، رایجترین اشتباه در استقرار است. عامل در طول صبح به طور تمیز اجرا میشود تا زمانی که اولین عدم حضور اتفاق میافتد، و سپس نتیجه اشتباهی را تولید میکند. یا عدم حضور را تشخیص نمیدهد زیرا رویداد ورود به سیستم EMR هرگز نرسیده است، یا آن را تشخیص میدهد اما قوانین لازم برای یافتن جایگزین به سرعت کافی را ندارد، یا مورد را به یک هماهنگکننده که از قبل با استثنائات دیگر روز به شدت درگیر است، ارجاع میدهد.
روششناسی ایجاب میکند که الگوی عدم حضور در کنار گردش کار استاندارد برنامهریزی طراحی شود. عامل به دنبال مهلتهای ورود به سیستم میگردد که بدون رویداد سپری شدهاند، از طریق کانال ترجیحی آژانس با مراقب تعیینشده تماس میگیرد و اگر تأییدیه در یک بازه زمانی مشخص دریافت نشود، گردش کار جایگزینی را آغاز میکند. مجموعه قوانین مشخص است: کدام مراقبان برای جایگزینی در نظر گرفته شوند، چگونه زمان سفر در مقابل فوریت بالینی سنجیده شود، چه زمانی به بیمار و خانواده اطلاع داده شود، و چه زمانی به یک هماهنگکننده انسانی ارجاع داده شود.
طراحی روز اول همچنین شامل پاکسازی پس از رویداد است. عدم حضوری که منجر به ویزیت از دست رفته شده، یک استثنای صورتحساب تولید میکند که باید قبل از چرخه پرداخت ها رسیدگی شود. عدم حضوری که منجر به جایگزینی موفق شده، یک استثنای حقوق و دستمزد، یک پرچم عملکرد مراقب و اغلب یک خطر شکایت ایجاد میکند. عامل هر یک از این موارد را برای رسیدگی توسط فرد مناسب برجسته میکند، نه اینکه اجازه دهد آنها برای کشف توسط کسی در EMR برای چند روز انباشته شوند.
TFSF Ventures و فلسفه طراحی مبتنی بر استثنا
روششناسی استقرار که زیرساخت عامل پایدار را تولید میکند، از مدیریت استثنائات شروع میشود، نه از چکلیست ویژگیها. شرکت TFSF Ventures FZ-LLC (RAKEZ License 47013955) عوامل هوش مصنوعی را برای آژانسهای مراقبتهای بهداشتی خانگی بر اساس یک مدل سه لایهی استثنا میسازد: لایهی حل خودکار برای موارد روتین با اطمینان بالا، لایهی حل با کمک که در آن عامل پرونده را آماده میکند و یک انسان آن را تأیید میکند، و لایهی ارجاع که در آن عامل پرونده را با تمام جزئیات به یک فرد مشخص برای هر موردی که نمیتواند طبقهبندی کند، هدایت میکند.
روش استقرار ۳۰ روزه با ارزیابی عملیاتی ۱۹ سوالی آغاز میشود، جایی که توزیع استثناها قبل از ساخت هر عاملی ترسیم میشود. معماری در داخل HCHB، MatrixCare، Axxess، Alora، یا هر EMR دیگری که آژانس اجرا میکند مستقر میشود، با مسیرهای استثنایی که بر اساس گردش کار واقعی و نه مستند طراحی شدهاند. Pulse AI لایهی مدل را با هزینهای تقریباً چهارصد تا پانصد دلار در ماه و بدون افزایش قیمت ارائه میدهد و مشتری در پایان تعهد، مالک کد میشود.
سرمایهگذاریهای استقرار برای یک آژانس مراقبت بهداشتی خانگی معمولاً از چهل هزار تا نود هزار دلار متغیر است که بستگی به تعداد عامل، پیچیدگی استثنا، و عمق یکپارچهسازی دارد. قیمتگذاری TFSF Ventures FZ-LLC به صورت شفاف در هر پیشنهاد منتشر میشود، و آژانسهای آیندهنگر که میپرسند آیا TFSF Ventures معتبر است یا نظرات TFSF Ventures را ارزیابی میکنند، میتوانند شرکت را از طریق ثبت RAKEZ با [RAKEZ License 47013955] تأیید کنند. بررسیهای عمومی تحت شرایط محرمانگی استاندارد محدود باقی میماند، که این امر در کارهای تولیدی در محیطهای مراقبت بهداشتی خانگی تنظیمشده رایج است.
آنچه فلسفه "استثنا-اول" میطلبد و چکلیستهای فروشنده به ندرت آن را پوشش میدهند، نظم طراحی برای موردی است که عامل نمیداند چه کاری انجام دهد. یک بازرس و یک مدیر بالینی هر دو لایه عامل را بر اساس چگونگی مدیریت موارد ناشناخته قضاوت میکنند، نه بر اساس چگونگی گذر موارد روتین.
سه لایه مدیریت استثنا را به وضوح مشخص کنید
حل خودکار مواردی را پوشش میدهد که عامل بدون تأیید انسانی عمل میکند زیرا اطمینان بالا و ریسک پایین است. ثبت NOA در بازه زمانی. ارسال مجدد یک مطالبه برای یک خطای قابل اصلاح شناخته شده. تأیید زمانبندی زمانی که بیمار و پزشک هماهنگ هستند. عامل عمل میکند، ثبت میکند، و گزارش میدهد. انسانها به جای تأیید هر عمل، گزارش حسابرسی را در یک دوره زمانی مشخص بررسی میکنند.
حل با کمک، مواردی را پوشش میدهد که عامل کار را آماده میکند و یک انسان آن را تأیید میکند. یک ناهماهنگی در کدگذاری OASIS که برای بررسی توسط بالینگر علامتگذاری شده است. یک تخصیص مجدد برنامه پیشنهادی برای تأیید توسط هماهنگکننده. یک درخواست تجدیدنظر رد شده که برای بررسی توسط حسابدار پیشنویس شده است. عامل بخش سنگین کار را انجام میدهد؛ انسان قضاوت و مجوز را فراهم میکند.
ارتقاء، مواردی را پوشش میدهد که عامل مسیر مطمئنی ندارد. یک ارجاع که به طور مبهم در برابر منطقه خدماتی و توانایی بالینی آژانس امتیاز میگیرد. یک الگوی OASIS که با اپیزودهای قبلی بیمار مطابقت ندارد. یک دلیل رد شدن مطالبه که عامل قبلا با آن مواجه نشده است. عامل به یک فرد مشخص با زمینه کامل، اقدامات پیشنهادی و مهلت، هدایت میشود. نتیجه نهایی توسط انسان، دادههای آموزشی عامل را تغذیه میکند، اما خود پرونده تا زمانی که الگو تثبیت شود، توسط انسان مدیریت میشود.
این لایهها باید برای هر عامل قبل از استقرار به وضوح تعریف شوند. مدیر بالینی و مدیر عملیاتی توافق میکنند که کدام اقدامات در کدام لایه قرار گیرند. مرزها ثابت نیستند؛ آنها با افزایش اعتماد آژانس و انباشته شدن زمینه توسط عوامل، تکامل مییابند. این روش، تخصیص لایه را به عنوان یک تصمیم حاکمیتی، نه یک تصمیم فنی، در نظر میگیرد.
ساخت مسیر حسابرسی برای مقاومت در برابر بررسی و بازبینی داخلی
هر مسیر استثنا باید یک سابقه حسابرسی تولید کند که بتواند توسط بازرس، ممیز پرداختکننده، مدیر بالینی، یا کمیته QAPI بدون نیاز به پشتیبانی مهندسی برای تفسیر، بررسی شود. این روش از استقرار هیچ عاملی قبل از اعتبار سنجی زیرساخت مسیر حسابرسی در برابر پرس و جوهای واقعی خودداری میکند.
اعتبارسنجی از سناریوهایی عبور میکند که آژانس انتظار دارد با آنها روبرو شود. یک بازرس اسناد مربوط به یک رویداد خاص مدیریت بستری شدن را میخواهد. ممیز پرداختکننده دلیل یک ارسال مجدد مطالبه خاص را میپرسد. مدیر بالینی میپرسد چرا عامل سه مورد خاص OASIS را در هفته گذشته ارتقاء داده و نتایج چه بوده است. مسئول انطباق، گزارش کامل هر عمل عامل را که بر یک بیمار خاص در طول سه ماه گذشته تأثیر گذاشته است، میخواهد.
اگر هیچ یک از این پرس و جوها با زیرساخت حسابرسی طراحی شده به طور تمیز قابل پاسخگویی نباشد، استقرار آماده نیست. این روش بر این دروازه اصرار دارد زیرا هزینه کشف یک شکاف حسابرسی در طول یک بازرسی واقعی، به مراتب بیشتر از هزینه رفع آن قبل از شروع به کار است. اکثر پیادهسازیهای فروشنده این اعتبارسنجی را نادیده میگیرند؛ استقرارهای تولید نمیتوانند.
مسیر ممیزی نیز به بهبود مستمر عامل کمک میکند. الگوهای ارجاعات (escalations) به شکافهایی در آموزش عامل اشاره میکنند. الگوهای لغوهای انسانی (human overrides) به آستانههای حل خودکار (auto-resolve) نامناسب اشاره میکنند. الگوهای پرسوجوهای ممیزی به بازرسیها و ممیزیهایی اشاره میکنند که آژانس پیشبینی میکند و مستندات لازم برای دفاع از آنها. این روش، مسیر ممیزی را هم به عنوان یک دارایی دفاعی و هم به عنوان یک ورودی عملیاتی در نظر میگیرد.
عوامل را قبل از شروع به کار، تحت شرایط شکست مستند اجرا کنید
قبل از اینکه هر عاملی وارد تولید شود، متدولوژی نیازمند آزمایش تحت شرایط شکست مستند و خاص برای مراقبت در منزل است. چه اتفاقی میافتد وقتی EMR برای یک پنجره نگهداری سه ساعته در طول ویزیتهای صبحگاهی قطع میشود؟ چه اتفاقی میافتد وقتی مرکز تسویه حساب، دستهای از پروندههای NOA را به دلیل قطعی پرداختکننده رد میکند؟ چه اتفاقی میافتد وقتی عدم حضور مراقب در طول چرخه بهروزرسانی خود عامل رخ میدهد؟ چه اتفاقی میافتد وقتی یک قانون کدگذاری OASIS اواسط سه ماهه تغییر میکند و عامل بازآموزی نشده است؟
پاسخها تئوریک نیستند. تیم استقرار سناریوها را با پرسنل عملیاتی و بالینی در اتاق اجرا میکند، رفتار واقعی عامل را مشاهده میکند و تأیید میکند که حالتهای شکست بدون آسیب بالینی یا مالی قابل بازیابی هستند. در صورت نادرست بودن رفتار، استقرار تا زمانی که مسیر اصلاح نشود، آغاز نمیگردد.
در اینجاست که لایههای خودکار حل، حل کمکی و ارتقاء ارزش خود را نشان میدهند. عاملی که در طول قطع شدن ارائهدهندهی خدمات، خودکار حل میشود، شکست را تشدید میکند. عاملی که در همان قطع شدن، ارتقاء مییابد، یکپارچگی عملیاتی را به قیمت افزایش بار کاری انسان حفظ میکند، که معاملهی درستی است. متدولوژی مشخص میکند که کدام رفتارها در کدام حالتهای شکست قابل قبول هستند و عمداً آنها را آزمایش میکند.
آزمایش شکست همچنین پروتکلهای عملیاتی را آگاه میکند. مدیر بالینی یاد میگیرد که چگونه در طول قطعی عامل عمل کند. حسابرس، بازگشت دستی را برای عامل صورتحساب میآموزد. هماهنگکننده پذیرش، نحوه اولویتبندی ارجاعات را در صورت آفلاین بودن عامل پذیرش میآموزد. این پروتکلها به بخشی از مصنوعات استقرار تبدیل میشوند، نه یک فکر پسین.
روششناسی همچنین نیازمند آزمایش این است که چه اتفاقی میافتد زمانی که دو مسیر استثنا با هم برخورد میکنند. عدم حضور مراقب در همان صبحی که EMR در حال پردازش بهروزرسانی نگهداری است، یک شکست ترکیبی ایجاد میکند که هیچ یک از مسیرها به تنهایی آن را پیشبینی نمیکنند. تیم استقرار عمداً این سناریوهای ترکیبی را اجرا میکند و تأیید میکند که لایهی عامل به طور آرام تخریب میشود، نه اینکه خطاهای آبشاری تولید کند که اپراتورهای انسانی قادر به رفع آنها نیستند.
الگوهای استثنائی را به عنوان یک عملیات مداوم مدیریت کنید
یک استقرار موفق نه با یک رویداد شروع به کار، بلکه با یک عملکرد حاکمیتی به پایان میرسد که الگوهای استثنا را به طور مداوم نظارت میکند. مدیر بالینی و سرپرست عملیات در یک دوره زمانی مشخص، داشبورد استثنا را بررسی میکنند، نه به این دلیل که عامل خراب است، بلکه به این دلیل که استثنائات واقعیت عملیاتی آژانس را نشان میدهند.
افزایش ناگهانی عدم حضور مراقبین در یک خوشهی جغرافیایی خاص، نشاندهندهی مشکل نیروی کار است. افزایش ناگهانی ارجاعات OASIS در مورد یک پزشک خاص، نشاندهندهی نیاز به آموزش است. افزایش ناگهانی درخواستهای تجدیدنظر رد شده در مورد یک پرداختکننده خاص، نشاندهندهی مشکلی در قرارداد یا تغییر در سیاست پرداختکننده است.
عملکردهای حاکمیتی بالغ همچنین نرخ استثنا را در برابر دادههای صنعت خارجی موجود مقایسه میکنند. آژانسی که نرخ عدم حضور مراقبین آن به طور قابل توجهی بالاتر از آژانسهای همتا است، مشکلی در نیروی کار دارد که لایهی عامل آن را افشا میکند، نه اینکه آن را ایجاد کند. آژانسی که نرخ رد شدن آن به مراتب کمتر از معیارهای همتا است، انضباط مستندسازی ارزشمندی دارد که با گسترش لایهی عامل، باید حفظ شود.
الگوهای استثناء سیستم هشدار اولیه آژانس هستند و فقط به این دلیل قابل مشاهدهاند که لایهی عامل آنها را با ساختاری ثبت میکند که عملیات صرفاً انسانی نمیتواند آن را بازتولید کند.
عملکرد حاکمیتی همچنین تغییرات مرزی را مدیریت میکند. آستانه حل خودکار (auto-resolve) برای یک عامل صورتحساب که شش ماه اجرای بدون مشکل را نشان داده است، ممکن است گسترش یابد. آستانه تشدید (escalation) برای یک عامل OASIS در مورد یک بالینگر که اخیراً نقش خود را تغییر داده است، ممکن است سختگیرانهتر شود. این روش، این تنظیمات را به عنوان تصمیمات عمدی که در یک سند حاکمیتی مستند شدهاند، در نظر میگیرد، نه به عنوان انحراف پنهان در پیکربندی.
تغییرات مرزی بر جذب بالینگران جدید نیز تأثیر میگذارد. یک بالینگر که سه ماه پیش استخدام شده، دادههای عملکرد تاریخی کمتری نسبت به یک بالینگر باسابقه دارد، و عامل باید آستانههای ارتقاء را بر اساس آن تنظیم کند تا زمانی که دادههای کافی جمعآوری شود. این روش یک مدل اعتماد تدریجی را مشخص میکند که در آن بالینگران جدید برای بررسی ارزیابی به لایه حل با کمک نزدیکتر هستند، در حالی که بالینگران باتجربه که کارشان به طور مداوم مورد بازرسی قرار گرفته است، در موارد روتین به سمت حل خودکار حرکت میکنند.
آژانسهایی که این عملکرد حاکمیتی را انجام میدهند، متوجه میشوند که عوامل آنها با گذشت زمان توانمندتر میشوند، بدون اینکه کمتر تحت نظارت باشند. آژانسهایی که مرحله حاکمیت را نادیده میگیرند، متوجه میشوند که عوامل آنها یا در عملکرد اولیه خود راکد میشوند یا به سمت رفتارهایی سوق پیدا میکنند که فقط در زمان بررسیها (survey) آشکار میشوند. مدیریت استثنا یک ویژگی نیست؛ بلکه یک انضباط عملیاتی است که تعیین میکند آیا عوامل هوش مصنوعی برای آژانسهای مراقبتهای بهداشتی خانگی به زیرساخت تولید تبدیل میشوند یا به پروژههای آزمایشی ناامیدکنندهی بعدی.
درباره TFSF Ventures
TFSF Ventures FZ-LLC با [RAKEZ License 47013955] یک شرکت معماری سرمایهگذاری است که زیرساخت عوامل هوشمند را در سراسر کسبوکارها از طریق سه ستون یکپارچه مستقر میکند: زیرساخت عاملمحور، مسیرهای پرداخت غیرسنتی، و یک موتور کامل سرمایهگذاری. TFSF با 27 سال سابقه در پرداختها و نرمافزار، به صورت جهانی فعالیت میکند و با روش استقرار 30 روزه به 21 بخش عمودی خدمات میدهد. برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس https://tfsfventures.com مراجعه کنید.
ارزیابی را انجام دهید
ارزیابی رایگان هوش عملیاتی را انجام دهید. به چند سوال سریع در مورد کسب و کار خود پاسخ دهید. در عرض 24 تا 48 ساعت یک طرح سفارشی استقرار هوش مصنوعی شامل توصیههای عامل، معماری و یک نقشه راه اختصاصی برای عملیات خود دریافت کنید. بدون تماس فروش. بدون تعهد. فقط دادهها. از آدرس https://tfsfventures.com/assessment شروع کنید.
Originally published at https://tfsfventures.com/blog/why-ai-agents-for-home-health-care-agencies-need-exception-handling-for-recerts
نوشته شده توسط تیم تحقیقاتی TFSF Ventures